ایران و همسایگان: پس از توافق هسته‏ ای

توصیه‏ های استراتژیست‏های آمریکایی به ایالات متحده

ترجمه: محمدرضا عسگری
منبع: ایران پراجکت

این گزارش برای بررسی روابط ایران با همسایگانش نگاهی فراتر از جنبه‏های دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی به مسأله هسته‏ای ایران خواهد داشت و اینکه این روابط پس از دستیابی به توافق جامع هسته‏ای چگونه باید گسترش یابد. در واقع بهترین پاداش توافق هسته‏ای با ایران می‏تواند بازتر شدن دست آمریکا در بسیاری از بحران‏های خاورمیانه باشد. توسعه بیش از حد موضوع هسته‏ای ایران برای مدتی طولانی بر روی نگاه بسیاری به این کشور تاثیر گذاشته و نقش این کشور را محدود ساخته و توانایی ایالات متحده برای مدیریت دیگر مشکلات منطقه را محدود کرده است. حل موضوع هسته‏ای ایران هم به نفع این کشور است و هم فرصت‏های دیپلماتیکی را در سرتاسر خاورمیانه ایجاد می‏کند. موفقیت داعش در عراق وحدت این کشور را تهدید می‏کند. به علاوه ناآرامی‏های دیگر در این کشور احتمال پیدایش یک کردستان مستقل را افزایش می‏دهد که نفس این موضوع می‏تواند بر روابط ترکیه با کشورهای منطقه اثرگذار باشد. ظهور داعش همچنین فتح بابی برای تقش گسترده ایران برای حمایت از دولت برخاسته از اکثریت شیعه در عراق بوده است؛ مدل جدیدی از همکاری ایران و ایالات متحده حتی پیش از اینکه توافق هسته‏ای امضا شود. تصرف مناطق وسیعی توسط داعش چالش بزرگ مهمی برای ایران، همسایگانش و ایالات متحده بوده است. لزوم توقف داعش و دیگر گروه‏های تروریستی دلیل دیگری است که ایالات متحده به فکر استراتژی تازه‏ای از جمله همکاری با ایران باشد. اما چنین موضوعی بدون دستیابی به توافق هسته‏ای دشوار خواهد بود. عدم دستیابی به توافق هسته‏ای می‏تواند پتانسیل همکاری ایران و آمریکا در افغانستان را محدود کند. ایران و آمریکا تنها کشورهایی در منطقه هستند که منافع مهمی در برقراری امنیت در افغاستان و جلوگیری از بازگشت طالبان به قدرت دارند. در حالیکه آمریکا نیروهای خود را از این کشور خارج می‏کند به شریکی مانند ایران نیاز دارد تا افغاستان را در برابر خشونت‏های آتی تقویت کند. توافق جامع هسته‏ای به ایالات متحده این قدرت را اعطا می‏کند که بدون هیچ لنزی به این موضوع نگاه کند. گفتگو با ایران و هماهنگ کردن استراتژی‏ها علیه داعش و دیگر گروه‏های افراطی با این کشور ضروری است. آمریکا باید روابط خود با هر کسی که می‏توند با آن کار کند را توسعه دهد. مذاکرات ایران و ۱+۵ از زمان دستیابی به برنامه اقدام مشترک در نوامبر ۲۰۱۳ ادامه دارد. ایران از آن زمان اقدامات قابل توجهی را برای توقف پیشرفت برنامه هسته‏ای خود انجام داده است و تعهدات خود را تکمیل کرده و با افزایش دسترسی و بازرسی در سال‏های پیش رو موافقت کرده است. چنین محدودیت‏هایی و بازرسی‏های سرزده کمک می‏کند که جدیت ایران برای دستیابی به یک توافق با ایالات متحده آشکار شود. با این حال شکست این مذاکرات هم می‏تواند عواقب خطرناکی به همراه داشته باشد: نگرانی از دستیابی ایران به
سلاح هسته ای، کاهش چشمگیر فرصت مبارزه با خطرات در سراسر منطقه و در نهایت جنگ. فرض ما این است که ایران و ۱+۵ به توافق هسته‏ای دست پیدا کرده و بدین وسیله در عوض لغو تحریم‏های ایران محدودیت‏های وضع شده بر برنامه هسته‏ای این کشور رفع شود. شرکت در مذاکرات هسته‏ای با تمرکز تنها بر خود این موضوع و تحریم‏ها بوده چرا که اعتقاد بر این بوده است که اضافه کردن موضوعات دیگر موجب پیچیدگی مذاکرات می‏شده است. موضوع اصلی در این نوشتار بررسی روابط در داخل خود منطقه است. در کل تاکید ما بر این است که آیا در نتیجه هرگونه توافقی تغییر در سیاست‏های منطقه رخ خواهد داد یا خیر.
در مقاله پیش رو به بررسی روابط ایران با همسایگانش پرداخته می‏شود. هر قسمت شامل تحلیل‏هایی درباره روابط دو طرفه و تغییر سیاست‏هایی است که در اثر دستیابی به توافق هسته‏ای و پیشروی داعش رخ خواهد داد.

روابط ایران و همسایگانش در خاورمیانه از زمان انقلاب اسلامی ۵۷ ایران در حال تغییر بوده است. این روابط تحت تاثیر بیداری جوامع شیعی در این منطقه، پایان حاکمیت طالبان در افغانستان، افزایش حضور نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، نگرانی کشورهای منطقه از ادعای مسلح شدن ایران به سلاح هسته‏ای و ظهور داعش بوده است. متعاقب توافق هسته‏ای با ایران عوامل متعددی بر مسائل منطقه تاثیر خواهند گذاشت. به خصوص اینکه احتمالا برخی از کشورهای خاورمیانه که ایالات متحده از گذشته روابط نزدیکی با آنها دارد در مقابل نظم جدید مقاومت خواهند کرد. به هر روی حل پرونده هسته‏ای روابط ایران با سایر کشورهای جهان به خصوص کشورهای این منطقه را تغییر خواهد داد. هرگونه بهبود در وضعیت فعلی ایران در سطح بین المللی تعامل ایالات متحده با این کشور بر سر مسائل مهم به عنوان یک بازیگر را تسهیل می‏کند. سیاست بسیاری از کشورهای منطقه در قبال ایران بر اساس رابطه آنها و واشنگتن شکل می‏گیرد. رابطه با آمریکا مهمترین داشته بسیاری از این کشورهاست به راحتی قابل چشم پوشی نیست. برخی از آنها بر این باورند که هرگونه بهبود در روابط تهران و واشنگتن به رویکرد مجدد آنها به تهران کمک می‏کند. برخی هم مانند اسرائیل از این موضوع هراس دارند و مخالف هرگونه مشارکت بین ایران و آمریکا هستند. بازسازی روابط با همسایگان برای ایران دشوار خواهد بود؛ با این حال ایران در نهایت یکی از قطب‏های خاورمیانه است که پتانسیل همکاری و کارشکنی زیادی با ایالات متحده دارد.

افغانستان

روابط ایران با افغانستان تاثیر مهم و مستقیمی بر روابط ایران و آمریکا و وضعیت ایران در منطقه دارد. ایران و آمریکا در آخرین دوره حکومت طالبان برای حمایت از اتحاد شمال و کمک به برقراری دولت انتقالی در کنفرانس بن در سال۲۰۰۱ با یکدیگر همکاری داشتند. ایران در راه گنجاندن نظارت بر دموکراسی، انتخابات و مسأله ضد تروریسم در قانون اساسی افغانستان و اقناع اتحاد شمال برای حمایت از دولت کرزای به آمریکا کمک شایانی کرد. ایران همچنین ۵۰۰ میلیون دلار کمک مالی و آموزش نیروهای ارتش ملی افغانستان را فراهم کرد. از
آنجایی که انتظار می‏رود ایران و آمریکا هر دو رابطه خوبی با دولت جدید افغانستان داشته باشند همکاری تازه‏ای در این موضوع گزینه‏ای مطلوب است.
افغانستان در نگاه ایران
استراتژی ایران در افغانستان از سال ۲۰۰۲ مخالفت با طالبان، کمک به شیعیان افغانستان و حفظ ارتباط با گروه‏های سنی اتحاد شمال بوده است. ایران همچنین حمایت از دولت کرزای، احترام به حاکمیت افغانستان، توسعه روابط دوستانه و تشویق روابط اقتصادی دوجانبه را هدف قرار داده است. این کشور با توجه به نفوذ سیاسی و فرهنگی خود در همسایه شرقی اش به دنبال حفظ امنیت داخلی و دسترسی ژئوپلیتیک خود است. ایران نگران است که تضعیف امنیت افغانستان موجب افزایش تهدید شورشیان تندروی سنی شود که می‏توانند قاچاق مواد مخدر را تشدید کنند و به داعش و دیگر گروه‏های رادیکال طالبان پاکستان بپیوندند.ایران همچنین علاقمند است که روابط بازرگانی خود با افغان‏ها را بهبود بخشد و در حال حاضر نیز امتیازهای سخاوتمندانه مالیاتی را برای استفاده از بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان به این کشور ارائه داده است.
بدترین حالت برای ایران
ایران نگران تسلط طالبان بر نظام سیاسی افغانستان است که به حاشیه رانده شدن جوامع غیر پشتون و به خصوص شیعیان و شورش مجدد افراطیون سنی را به همراه خواهد داشت. تهران از جاه طلبی طالبان آگاه است و نگران این است که با خروج نیروهای خارجی آنها بار دیگر به سوی تاثیرگذاری سیاسی حرکت کنند. بدترین سناریو در صورت شکست دولت افغانستان و نیروهای امنیت ملی افغانستان بازگشت کشور به قبل از ۲۰۰۲ است.
ایران و فرآیند صلح
دولت ایران از سال ۲۰۱۰ به دنبال فرآیند مذاکرات آشتی ملی افغانستان بوده است. این کشور به حمایت خود از شورای عالی صلح و لابی برای رهبران اتحاد شمال بر مبنای اینکه در مبارزه و شکست طالبان نقش داشته اند، ادامه داده است. ایران که در سال ۲۰۰۹ تلاشی ناکام برای میزبانی کنفرانسی منطقه‏ای درباره افغانستان را داشت، ممکن است دوباره
دراین باره تلاش انجام دهد و در صورتی که گفتگوهای فعلی موفقیت آمیز نباشد حتی خود ایران مذاکرات صلحی را آغاز نماید. ایران در صورت شکست تلاش‏ها و بازگشت طاالبان یا دیگر شبه نظامیان افراطی سنی به قدرت، حامی بازاحیای نقش نظامی اتحاد شمال خواهد بود.
نگرانی اصلی ایران
اصلی ترین نگرانی ایران حضور نیروهای خارجی بخصوص نیروهای آمریکایی و انگلیسی در خاک افغانستان است. تهران از ۲۰۰۷ به دنبال خروج کامل آنها از این کشور است. ایران همچنین همواره از دولت افغانستان و جامعه بین المللی به دلیل شکست در مبارزه با قاچاق مواد مخدر که موجب افزایش نرخ اعتیاد در داخل این کشور شده، انتقاد کرده است. ایران همچنین بر این باور است که دولت کابل باید برای بازگشت پناهندگان به افغانستان و مدیریت امنیت مرزها تلاش بیشتری به خرج دهد. نگرانی دیگر ایران افزایش تنش با افغانستان بر سر منابع آبی است که با خشکسالی تشدید شده است.
نفوذ داعش
شورشیان سنی، پشتون و بلوچ در پاکستان پناهگاه‏های امنی دارند که از آنجا اقداماتی برای بی ثبات کردن دموکراسی نوپای افغانستان، هدف قرار دادن مقامات امنیتی ایران (به خصوص در سیستان و بلوچستان) و حمله به اقلیت شیعه در پاکستان انجام می‏دهند. در همین حال مدرکی زیادی در مورد فعالیت یا حمایت داعش در افغانستان وجود ندارد. طالبان به طور رسمی درباره خلافت خود-انتصابی ابوبکر البغدادی بر جهان اسلام ابراز نظر نکرده است و هنوز برای حمایت از وی مردد است. اعلام بیعت تحریک خلافت (که یک گروه طالبان پاکستانی است) با داعش و نصب پرچم داعش در مرز با افغانستان، زنگ هشدار را برای ایران به صدا در آورده است و دلیلی منطقی برای همکاری این کشور با پاکستان و حتی ایالات متحده است.
مواد مخدر
ایران مسیر اصلی ترانزیت مواد مخدر به خارج از افغانستان است و از افزایش تولید پس از سال ۲۰۱۴ نگران است. ایران برای مبارزه با این مشکل توافقنامه‏های دوجانبه‏ای را با افغانستان و پاکستان امضا کرده است.
تردید ایران درباره خروج نیرهای نظامی غربی
با وجود درخواستهای مکرر ایران برای خروج نیروهای نظامی از افغانستان، تندورهای این کشور حضور این نیروهای را فرصتی برای ایجاد دردسر برای ایالات متحده می‏دانند. با این حال ایران نگران هجوم مهاجران غیرقانونی افغان به این کشور و شورش افراطیون سنی در مرزهای غربی و شرقی خود است.
ابتکارات روحانی
امضای قرارداد استراتژیک همکاری با افغانستان در اولین روز کاری روحانی در سال ۲۰۱۳ نشان دهند تمایل شدید دولت وی برای بهبود روابط با افغانستان است. همچنین وی قرارداد بلندمدت از جمله در باب تقویت همکاریهای دو جانبه امنیتی به امضا رساند. ایران که ظرف سه دهه گذشته سرمایه گذاری سیاسی و اقتصادی زیادی در افغانستان انجام داده است اکنون از پروژه‏های قدرت نرم برای تقویت نفوذ خود و کسب منفت اقتصادی استفاده می‏کند.
ایران در نگاه افغانستان
این دو کشور ۵۸۲ مایل مرز مشترک و روابط مهم تاریخی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی، قومی و مذهبی دارند. ایران اصلی ترین منبع واردات سوخت، غذا، مواد دارویی و شیمیایی به افغانستان و مهمترین مقصد زائرین جمعیت تقریبا ۵ میلیونی شیعیان افغانستان است.
منبع امداد
افغانستان از ایران به خاطر حمایت از مجاهدین در جنگ علیه شوروی و پس از آن حمایت از اتحاد شمال برای مبارزه علیه طالبان سپاسگزار است. از آغاز درگیری‏ها در افغانستان و ظرف مدت ۳۰ سال پناهندگان زیادی وارد ایران شده اند. بازگشت این تعداد زیاد به کشورشان بدون شک به دموکراسی شکننده افغانستان آسیب وارد خواهد کرد. با وجود
نا امنی بسیاری از مناطق افغانستان، ایران به پناه دادن به مهاجرین افغان ادامه داد که این کار کمک زیادی به وزارتخانه‏های مختلف افغان کرد.
منبع انزجار
تاثیر عمیق ایران در استان‏های غربی افغانستان منجر به سلطه اقتصادی ایرانی‏ها و شرکای افغان انها شده است. این منبعی از انزجار ایجاد کرده است. همچنین تنش‏های فرقه‏ای در افغاسنتان وجود دارد اما فراگیر نشده است. برخی از افغان‏های سنی معتقدند که ایران در زمان دولت کرزای شیعیان افغان را تشویق کرده است که مراسم‏های فرهنگی و مذهبی خود را حتی در مناطق سنی با شحاعت بیشتری اجرا کنند.
افغاستان، ضعیف ترین همسایه
دولت افغانستان در موقعیتی قرار ندارد که آشکارا یا پنهان با ایران مخالفت کند. البته گاهی اوقات درباره اوضاع مهاجرین به ایران ابراز نگرانی می‏کند. با این حال این کشور از روابط بهتر با ایران و قراردادهای بین دو دولت استقبال می‏کنند. البته کرزای در زمان خود از تخاصم ایران و آمریکا برای کسب امتیاز از هر دو دولت استفاده می‏کرد. هم عبدالله عبدالله و هم اشرف غنی احمدزی روابط خوبی با ایران دارند. ایران خواستار افغانستانی بدونی طالبان و مستقل است.
نتیجه گیری برای سیاست آمریکا
ایران نقش مهمی در ثبات افغانستان در درازمدت دارد. ایران و آمریکا هر دو به دنبال جلوگیری از وقوع مجدد جنگ داخلی و ارتقای توسعه سیاسی و اقتصادی در این کشور هستند. همکاری با ایران بر سر افغانستان در حال حاضر مهم تر از همکاری با این کشور در سال ۲۰۰۱ است. بنابراین ضروری و عاقلانه است که ایالات متحده پس از امضای توافق هسته‏ای در این مورد با دولت روحانی مذاکره کند.
بُعد پاکستان
سیاست آمریکا در قبال افغانستان باید از دریچه تعامل ایران با پاکستان دیده شود. ایران و پاکستان به صورت رسمی روابط خوبی با هم دارند نمونه بارز آن سفر نواز شریف به تهران در می‏۲۰۱۴ است. این دیدار با امضای قراردادهایی درباره کنترل مرزها، مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با پولشویی همراه بود. با این حال حضور گروه‏های تروریستی سنی مانند جندالله در پاکستان و منافع اقتصادی رقابتی دو کشور منجر به بی اعتمادی میان آنها شده است. ایران همچنین نگران روابط پاکستان با عربستان سعودی و تشدید تنش‏های فرقه گرایانه در منطقه است مخصوصا در صورتی که ایران توافق هسته‏ای را امضا کند و به عنوان بازیگری قدرتمندتر در منطقه حاضر شود. همچنین قرارداد خط لوله انتقال گاز بین این دو کشور که مشمول تحریم‏ها شده است در صورت امضای توافق هسته‏ای می‏تواند اجرایی شده و روابط اقتصادی آنها را تقویت کند.
تاثیر خروج نیروهای آمریکایی
اوباما اعلام کرده است که همه نیروهای نظامی آمریکا تا پایان سال ۲۰۱۶ از افغانستان خارج می‏شوند. اکنون ۹۸۰۰ نفر نیروی آمریکایی در این کشور حضور دارند. با این وجود همین تعداد هم که قرار است تا پایان ۲۰۱۵ به نصف کاهش یابد موجب نگرانی ایران است. دولت‏های ایران و آمریکا ماموریت‏های مشترکی در این کشور دارند. آمریکا باید بپذیرد که صلح در افغانستان تنها از طریق مکانیزمی امنیتی با دخالت همسایگان از جمله ایران قابل دسترسی است. آمریکا صادقانه به ایران اطمینان دهد که حضور نیروهای آمریکایی خطری را برای امنیت ملی این کشور ایحاد نمی کند.
فرصت‏های کلی برای همکاری ایران و آمریکا
هرگونه بهبود در روابط بر مبنای توافق هسته‏ای باید منجر به تغییرات مثبت شود. به رسمیت شناختن نقش مثبت ایران در ثبات افغانستان و مبارزه با افراط گرایی و قاچاق مواد مخدر از سوی آمریکا پاسخ مثبتی از سوی ایران به همراه خواهد داشت.
توصیه‏هایی برای سیاست خارجی آمریکا
آمریکا باید ائتلافی برای حمایت از افغانستان تشکیل دهد و ایران باید بخشی از این ائتلاف باشد. به طور کلی آمریکا باید با مقامات ایرانی برای هماهنگی‏های استراتژیک درباره افغانستان مذاکره کند. این مذاکرات می‏تواند سه جانبه و با حضور نمانیدگان ایران، افغانستان و ایالات متحده انجام شود.

کشورهای حوزه خلیج فارس

اظهارنظرهای مقامات کشورهای خلیج فارس نشان می دهد مقامات این کشورها و در درجه اول مقامات عربستان و امارات گروهی هستند که از دورنمای یک ایران مسلح به سلاح هسته ای وحشت دارند؛ آنها همچنین از گسترش قدرت ایران می ترسند و از عواقب حمله امریکا یا اسرائیل به ایران نگرانند. اکثریت آنها اعتقاد دارند که تنش زدایی احتمالی میان ایران و امریکا آنها را در برابر فشار ایران آسیب پذیر می کند.
این کشورها تحت تاثیر جغرافیا، روابط اقتصادی، تاریخی، سیاست‏های داخلی و حتی وابستگی‏های قومی و قبیله ای روابط خود با ایران را به نوعی تنظیم کرده اند که با تلاش‏های آل سعود برای ترویج یک بلوک ضد ایرانی در خلیج فارس همخوانی داشته باشد. بسیاری از ناظران از تاثیر اختلافات فرقه ای بر تنش ایران و کشورهای خلیج فارس صحه می گذراند. با این حال ریشه اصلی اصطکاک بین شیعه و سنی در خود کشورهای خلیج فارس، است که به اختلافات فرقه ای دامن می زنند و در دستگاه ضد شیعی و سلفی آل سعود قرار دارد. ایران به طور کلی از نظر سیاسی از برجسته کردن این اختلافات فرقه ای خودداری کرده است. همچنین مقابله این کشورها با ایران بر سر سوریه نه به خاطر بحث شیعه و سنی بلکه به خاطر برهم خوردن محسابات توازن قدرت در منطقه است. با تمام این تفاسیر اختلافات شیعه و سنی نباید کوچک انگاشته یا انکار شود.
نگاه ایران به کشورهای خلیج فارس
نزدیکان به روحانی اعتقاد دارند که توافق هسته ای فضای بیشتری برای تعامل سیاسی و اقتصادی ایران با این کشورها فراهم می کند و از نزدیکی آنها به عربستان و امریکا جلوگیری می کند.
عدم تمرکز استراتژی ایران بر روابط فرقه ای
ایران سعی کرده است فرقه گرایی را بی اهمیت جلوه دهد و تلاش خود برای صدور انقلاب به این کشورها را متوقف کرده است. فعالان شیعه کشورهای خلیج فارس نیز از دولت ایران فاصله گرفته اند در حالی که روابط خود با روحانیون ایرانی را حفظ کرده اند. در حال حاضر حمایت محدودی از تعدادی نخبگان از سوی ایران صورت می گیرد. جنس حمایت ایران از شیعیان این کشورها با نوع حمایت این کشور از شیعیان عراق، سوریه و لبنان متفاوت است.
تاثیر برنامه اقدام مشترک
توافق موقت هسته ای به تغییر دیپلماسی کشورهای خلیج فارس به سوی تقویت تجارت با ایران، کاهش تنش‏های نظامی و خنثی شدن تسلط عربستان بر آنها منجر شد. با این حال برخی در ایران کشورهای خلیج فارس را خط مقدم استراتژی محاصره امپریال امریکا می دانند.
روابط متنوع با ایران
پادشاهی‏های خلیج فارس روابط مختلفی با ایران دارند. عربستان و بحرین این روابط را نمی پذیرند؛ امارات و کویت روابط تردیدی آمیز همراه با نگرانی‏های واقعی دارند و قطر و عمان هم به صورت گزینشی با ایران در تعامل هستند. رضایت عمان و قطر و تا حد کمتری امارات و کویت به پیروی از تعامل اقتصادی و دیپلماتیک محتاطانه با ایران به تنش‏های کمتری منجر شده است. با این حال اقدامات خودسرانه این کشورها در قبال ایران و
بی اعتمادی سنتی میان ایران و عربستان تلاش‏های امریکا را پیچیده کرده است.
بحرین: رد کننده ثابت قدم
فرقه گرایی در این کشور ۱.۳ میلیون نفری نهادینه شده است. ۷۰ درصد شیعیان بحرین به صورت سیستماتیک از بخش‏های کلیدی سیاسی دور مانده اند. آنها منتقد پیوندهای سیاسی، اقتصادی و خانوادگی دیرینه آل سعود و آل خلیفه هستند. همصدایی سلفی‏های بحرین و عربستان به نفوذ انزجار بحرین و عربستان از ایران کمک کرده است. بحرین ایران را مسئول اعتراضات شیعیان این کشور می داند که از سال ۲۰۱۱ آغاز شده و به مداخله نظامی شورای همکاری منجر شده است. بحرین از برنامه اقدام مشترک استقبال کرد اما پیشرفت مذاکرات تاثیری بر احساسات ضد ایرانی آنها نداشته است. این دو کشور بارها اتهاماتی درباره نقض حقوق بشر علیه یکدیگر در سازمان ملل مطرح کرده اند. این در حالی است که ادعای ارضی ایران درباره بحرین نیز محرکی پایدار است.
امارات
مواضع امارات تا حدودی با آل سعود همراستاست: مقامات امارات بارها درباره دخالت ایران در امور اعراب هشدار داده اند. همچنین قدرت دفاعی خود را از طریق همکاری نظامی با امریکا افزایش داده و به صورت مخفیانه از حمله به تاسیسات هسته ای ایران حمایت کرده اند. امارات در کنار عربستان در ماجراهای بحرین دخالت کرده است. به علاوه مناقشاتی بر سر سه جزیره در شرق خلیج فارس بین ایران و امارات وجود دارد.اختلافاتی میان برخی امیرنشین‏های امارات بر سر رابطه با ایران وجود دارد. به طور مثال دوبی به دلیل سلطه خانواده‏های بازرگانان ایرانی کمتر به مقابله با ایران می پردازد. امارات در بحث هسته ای به طور کلی خط عربستان را دنبال می کند با این حال آنها اولین کشور خلیج فارس بودند که از برنامه اقدام مشترک حمایت کردند. روابط اقتصادی گویا دلیل این اقدام است.
کویت
سیاست‏های کویت هم مانند امارات متناقض است. روابط این کشور با ایران بر اساس میراث فعالیت‏های انقلابی ایران در داخل این کشور، یک اقلیت مهم شیعی، نفوذ آل سعود، میزبانی نیروهای نظامی امریکا و مناقشه بر سر میدان نفتی الدره شکل می گیرد. اخیرا مقامات ارشد کویت خواهان روابط بهتر با ایران شده اند. روابط تاریخی جامعه تجار شیعه کویتی با ایران هم در این باره بی تاثیر نبوده است. کویت در موضوع دخالت نظامی در بحرین با عربستان همراه نشد. کویت درباره موضوع هسته ای موضع خوشبینانه و احتیاط آمیزی را اختیار کرد.
قطر
بخش عمده ای از اقدامات حمایتی قطر در قبال ایران برای جلوگیری از نفوذ عربستان سعودی طراحی شده است. قطر سیاست مستقلانه ای را پیگیری می کند و براین اساس به همکاری با ایران در مناقشات خارج از حوزه خلیج فارس مخصوصا در لبنان می پردازد. این کشور در سوریه از نیروهای مخالف اسد حمایت می کند و در غزه از حماس.
ذخایر گازی عامل کلیدی رشد انفجاری ثروت قطر است. دوحه به خاطر میزبانی مرکز فرماندهی نیروهای نظامی امریکا در خاورمیانه و کمک به منافع استراتژیک امریکا، از انتقام ایران هراس دارد.
قطر از مذاکرات حمایت کرده و برنامه اقدام مشترک را – گامی مهم به سوی حفظ صلح و ثبات در منطقه-خوانده است.
عمان
عمان به دلایل تاریخی، جغرافیایی خود و جمعیتش سیاست مستقلانه‏ای را در قبال ایران در پیش گرفته و برای توازن هژمونی سعودی به حمایت از ایران متکی است. ایران در زمان شاه در درگیری با جنوب یمن به عمان کمک نظامی کرد.
موضع عمان درباره برنامه هسته‏ای ایران در تضاد آشکار با دیگر کشورهای شورای همکاری است. یکی از فرماندهان بازنشسته نیروی هوایی می‏گوید: چرا ما باید از بمب هسته‏ای ایران بیش از نوع پاکستانی آن بترسیم؟ وهابیت مورد حمایت آل سعود بمب هسته‏ای واقعی منطقه است. عمان نقشی کلیدی در مذاکرات محرمانه دوجانبه ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۳ داشت. روابط اقتصادی ایران با این کشور پس از برنامه اقدام مشترک به سرعت افزایش یافته است.
فرقه گرایی
ریشه تنش‏های شیعه-سنی در کشورهای خلیج فارس پیچیده است و به تاریخ سیاسی هر کدام از آنها بازمی گردد. هویت‏های فرقه‏ای بیشتر تحت تاثیر عدم دسترسی شیعیان به نهادهای سیاسی و اقتصادی در سراسر منطقه است.
تداوم مخالفت با حضور آمریکا
ایران به دلیل تلاش آمریکا برای تغییر رژیم دچار بی اعتمادی و نگرانی شده است و می‏خواهد که آنها منطقه را ترک کنند. در عین حال کشورهای عرب خلیج فارس به خاطر داشتن همین احساس درباره ایران خواستار حضور آمریکا در این منطقه هستند. توافق هسته‏ای از این تمایل اعراب منطقه نخواهد کاست. دستیابی به توافق هسته‏ای در صورتی که آمریکا در برابر تلاش ایران برای افزایش نفوذ مقاومت نکند ممکن است این ترس را تقویت کند. این مورد بیشتر در مورد عربستان، بحرین و امارات بیشتر صادق است.
توصیه‏هایی برای سیاست آمریکا
ایالات متحده باید به نیازهای امنیت اعراب خلیج فارس و ترس آنها توجه کند. حل چنین مشکلی به رویکرد آمریکا و سیاست‏های جدید ایران بستگی دارد.
استراتژی بلند مدت آمریکا
آمریکا، اروپا و متحدانش در خلیج فارس باید در برنامه ریزی خود برای آینده، ایران را هم لحاظ کنند. پیش بینی اقدامات ایران در منطقه خطرناک است اما تهران به دنبال بهبود روابط دوجانبه و منطقه‏ای است. چالش و فرصت آمریکا این است که همه تلاشش را برای بسیج کردن گشایش‏های احتمالی پس از توافق هسته‏ای برای توسعه روابط با ایران و کاهش نگرانی اعراب خلیج فارس به کار گیرد.
اصلاحات
اعراب خلیج فارس از توانایی نظامی و به خصوص نیروی دریایی و موشک‏های بالستیک ایران می‏ترسند؛ اما تهدید واقعی برای آن ها توان ایدئولوژیک ایران است. حکام عرب اعتقاد دارند که ایران به دنبال براندازی نظام‏های داخلی آنها با استفاده از بخش‏های ستم دیده مردمشان است. یکی از راه‏های کاهش این چالش انجام اصلات داخلی است. این اقدام می‏تواند نفوذ ایران در امور کشورهای خلیج فارس را کاهش دهد. تشویق آمریکا برای انجام چنین اصلاحاتی مطلوب اما مشکل زاست.

عراق

عراق از زمان سقوط دولت صدام در بحران‏های سیاسی متعددی گرفتار شده است. سران اعراب سنی، اعراب شیعه، کردها و ترکمن‏ها بارها تهدید به خروج از پست‏های خود کرده اند. سنی‏ها و کردها بارها مذاکرات بر سر ترمیم قانون اساسی، اختصاص بودجه، تقسیم درآمد نفت، حق مناطق مورد مناقشه، انتخاب رئیس جمهور و … را ترک کرده اند. آشتی ملی هرگز یک گزینه نبوده است؛ اینجا فقط درباره انتقام، تلاقی و قدرت صحبت می‏شود.
شکست مالکی
مالکی پس از پیروزی بحث برانگیز در انتخابات ۲۰۱۰ و متعاقب آن عدم اجرای وعده‏هایش برای تقسیم قدرت با سنی‏ها دچار مشکل شد.
تهدید داعش
داعش در دسامبر ۲۰۱۳ مبارزه نظامی خود در فلوجه را شروع کرد و ۶ ماه بعد کنترل موصل و تقریبا یک سوم عراق را بدست گرفت و با حذف مرز با سوریه خلافت اسلامی به راه انداخت. داعش بدترین نوع بحران برای عراق، ایران و همسایگان آنهاست. هدف داعش فتح دمشق و بغداد و حذف هر مسلمانی اعم از سنی و به خصوص شیعه است که موافق ارزش‏های آنها نیست. این برای سنی‏ها به معنای پذیرش و بیعت با خلیفه خود خوانده ابوبکر البغدادی؛ برای شیعیان به معنای مجازات مرگ از طریق به صلیب کشیده شدن، بریده شدن سر و زنده به گور شدن؛ و برای زنان به معنای تجاوز، ازدواج اجباری با مبارزان داعش و یا قتل ناموسی توسط اعضای خانواده شان است. داعش همچنین برای تهدید منافع آمریکا در منطقه، کویت را هم تهدید کرده است.
دیدگاه مشترک ایران و آمریکا درباره داعش
تهران و واشنگتن به نتیجه یکسانی درباره کمک نظامی به بغداد و کردها رسیده اند و هر دو به اربیل درباره نزدیکی سیاسی به بغداد به عنوان پیش شرط کمک نظامی هشدار داده اند. تخمین میزان کمک‏های اخیر ایران به عراق دشوار است؛ مطبوعات و شاهدان عینی از حضور واحدهای نظامی در شمال و شبه نظامیان شیعه در بغداد و جنوب عراق و مشاوران نظامی حزب الله در مناطق درگیری خبر می‏دهند.
گزینه‏های آینده عراق
حتی پیش از جنگ داعش کارشناسان از احتمال تجزیه دو فاکتوی عراق سخن می‏گفتند اما اجماعی درباره تعداد کشورهای باقیمانده نبود. سه سناریو برای آینده عراق محتمل است.
راه حل تک کشوری: عراق با استقلال دو ژور کردستان یکپارچه می‏ماند و توافقی با بغداد برای پرداخت سهم اقلیم کردستان از بودجه فدرال و پذیرش کنترل دولت منطقه‏ای کردستان بر استان‏های مورد مناقشه صورت می‏گیرد. ایران و آمریکا به کمک‏های نظامی و انسان دوستانه خود ادامه می‏دهد. این راه حل برای همه همسایگان عراق مخصوصا ایران و ترکیه ارجحیت دارد.
راه حل دو کشوری: کردستان اعلام استقلال می‏کند اما اعراب شیعه و سنی عراق به هم نزدیک تر شده و در مقابل آنها ایستادگی می‏کنند. در این حالت کردها احتمالا هیچگونه حمایتی از ترکیه، ایران، آمریکا و دیگر قدرت‏های منطقه‏ای دریافت نخواهند کرد.
راه حل سه کشوری: در این حالت سنیستان، شیعستان و کردستان به عنوان سه کشور ضعیف به وجود خواهد آمد و برای بقا، تجارت و واردات کالا به یک حامی نیازمند خواهد بود. تنها شیعستان با تکیه بر ثروت نفتی خود، دسترسی به خلیج فارس و ارتباط با ایران قادر به رشد درازمدت خواهد بود. کردها هم برای دسترسی به تجارت و صادرات نفت به ترکیه وابسته خواهند شد.
راه حل بی دولتی: در این حالت کشوری باقی نخواهد ماند و تنها جنگ طلبان، شبه نظامیان و کنفدراسیون‏های شهری و قبیله‏ای وابسته به ایران، عربستان، ترکیه و اردن به وجود خواهد آمد. در یک کشور بدون دولت خطر بی ثباتی ناشی از فعالیت آزادانه تروریست‏ها بسیار بالا خواهد بود. در هر کدام از این حالات پیشرفت، داعش اهمیت و شفافیت بیشتر سیاست آمریکا در سوریه و عراق و هماهنگی استراتژی‏ها میان ایران و آمریکا را نشان می‏دهد. دو کشوری که بیشترین منافع را در راه حل تک کشوری دارند.
استراتژی ایران در قبال عراق
سیاست ایران در قبال عراق ثابت بوده است. تهران تقریبا از تمامی رهبران شیعه عراق حمایت کرده است و همچنین بر سیاستمداران دیگر گروه‏های قومی و مذهبی نفوذ داشته است.
ایرانی‏ها در عراق
از سال ۲۰۰۳ ایرانی‏های زیادی به قصد زیارت، تجارت و برای بحث‏های امنیتی و نظامی جهت کمک به دولت مرکزی شیعه به عراق سفر کرده اند. عراق مرکز اسلام شیعه است؛ این کشور چهار شهر مذهبی مقدس دارد. برجسته ترین دیپلمات‏های ایرانی در عراق سفیر این کشور و ژنرال قاسم سلیمانی هستند. مشاورین ایرانی در بسیاری از سازمان‏های امنیتی، اطلاعاتی، پلیسی و دولتی این کشور حضور دارند و نفوذ قابل توجهی هم کسب کرده اند.
نگاه عراق به ایران
شیعیان عراق تحت تاثیر موفقیت انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته اند. بسیاری از شیعیان این کشور که به دنبال سرنگونی دولت سرکوبگر صدام بودند خواهان تکرار انقلاب ایران در عراق بودند. با این حال بسیاری از شیعیان عراق حامی دکترین آیت الله سیستانی درباره مخالفت حضور روحانیون در دولت هستند. اما این مانع از این نشد که عراق به یک کشور اسلامی تحت مذهب شیعه تبدیل نشود.
نتیجه گیری برای سیاست ایالات متحده
ایران و آمریکا منافع مشترک بسیاری در عراق دارند. هیچکدام خواهان تجزیه آن نیستند. ایران مصمم است که اکثریت شیعه زمام دولت را در دست داشته باشد و آمریکا نیز رهبری را ترجیح می‏دهد که همه گروه های قومی و مذهبی را متحد کند. ایران می‏خواهد دولت شیعی در عراق بر سر کار باشد که به قدر کافی برای متحد نگاه داشتن کشور قوی بوده و به حدی ضعیف باشد که به تهدیدی برای ایران تبدیل نشود.ایران در جریان مالکی نشان داد که تعویض سران را به به خطر افتادن ثبات و عمق استراتژی خود ترجیح می‏دهد.
ضعف عراق به عنوان یک کشور
بدون توجه به عاقبت داعش عراق برای سالها کشوری ضعیف باقی خواهد ماند که قادر به دفاع از مرزهایش و جلوگیری از دخالت همسایگانش در سیاست خود نیست. تا زمانی که ایران درراه یک عراق متحد تلاش می‏کند آمریکا دلایل کافی برای هماهنگی و همکاری با این کشور خواهد داشت.
مسأله هسته ای
ایران به دلیل ملاحظات امنیت ملی خود با هر دولتی در عراق همکاری خواهد کرد و توقع دارد که هر کسی که در بغداد و اربیل قدرت را در دست می‏گیرد از برنامه هسته ای، نظامی و مردم این کشور حمایت کند. تهران نه به هشدار مقامات عراقی یا کرد توجهی می‏کند و نه درباره مسائل هسته‏ای با آنها مشورت خواهد کرد. مالکی اظهارات زیادی درباره مناقشه هسته‏ای ایران نداشته است و به نظر می‏رسد که حیدر العبادی هم همین راه را دنبال کند.
توصیه‏هایی برای سیاست ایالات متحده
ایران و آمریکا مذاکرات هسته‏ای را از باقی مسائل جدا نگه داشته اند. با این حال با اقدامات داعش دیپلماسی هسته‏ای با موضوعات منطقه‏ای در هم آمیخته شده است و امکان موفقیت در مذاکرات را افزایش داده است.حمایت قاطع ایران برای جایگزینی مالکی نشان می‏دهد که آمریکا و ایران حتی پیش از امضای توافق هسته‏ای با هم همکاری می‏کردند. آمریکا پس از توافق هسته‏ای نیاز دارد که موافقت ایران را برای حمایت از عراق یکپارچه و شکست داعش، جلب کند. تجزیه عراق میان کردها و اعراب قطعا منجر به درگیری‏های آینده خواهد شد آمریکا باید اولویت‏های خود در منطقه را خارج از چارچوب مذاکرات هسته‏ای قرار دهد و برای همه از جمله ایران روشن کند که داعش
جدی ترین تهدید برای همه کشورهای خاورمیانه است.آمریکا باید مشخص کند که آیا با ایران برای فشار به دولت جدید برای آشتی ملی، پایان دادن به قانون بعثی زدایی و انجام اصلاحات در سیستم امنیتی و قضایی همکاری می‏کند یا خیر.

اسرائیل (رژیم صهیونیستی)

سابقه: بی اعتمادی و دشمنی چنان وزن سنگینی بر روابط سیاه ایران و اسرائیل انداخته است که تصور هرگونه تغییر مثبتی دشوار است. این دو کشورهای غیر عربی هستند که در میان اعراب قرار گرفته و مورد دشمنی آنها هستند. آنها در زمان شاه و دوره کوتاهی پس از آن با هم همکاری داشته اند. اما اکنون در تقابل سیاسی و ایدئولوژیکی قرار دارند. حتی در صورت توافق هسته ای هم دشمنی این دو کشور تا حل مناقشه اسرائیل-فلسطین باقی خواهد ماند. با این حال توافق هسته ای به اندازه ای پویایی منطقه را تغییر خواهد داد که دو کشور مجبور به ارزیابی مجدد سیاستهایشان خواهند شد. ایران و اسرائیل پیش از این به تغییرات رادیکال جهان عرب که تهدیدات استراتژیکی را علیه آنها به وجود آورده است واکنش نشان داده اند.
نگاه ایران به اسرائیل
ایران و اسرائیل پیش از انقلاب روابط سازنده اما کاملا محرمانه تجاری و اقتصادی با هم داشتند اما امنیت نگرانی مشترک هر دو آنها بود. اسرائیل اسلحه و آموزش‏های لازم را برای ارتش شاه و سازمان‏های امنیتی ایران فراهم می کرد. در مقابل ایران نفت مورد نیاز اسرائیل را تامین می کرد و در مواردی مانند مانند تسهیل مهاجرت یهودیان عراق از این کشور، به اسرائیل کمک می کرد.
دیدگاه پس از انقلاب
رهبران ایران، امریکا و اسرائیل را دشمنان انقلاب خود می دانستند. دکترین اصطلاحا پیرامونی بن گوریون این بود که اسرائیل برای دور زدن دشمنی کشورهای عرب که دور تا دور این کشور قرار دارند روابط خود با کشورهای غیر عرب پیرامون خود مخصوصا اتیوپی، ترکیه و ایران را افزایش دهد.
دشمنی دو طرف پس از پایان جنگ ایران و عراق هم ادامه داشت. از نظر ایران، امریکا و اسرائیل صدام را در حمله به ایران حمایت کردند. تنش‏ها بعدها با حمایت اسرائیل از گروه‏های مجاهدین خلق و جندالله افزایش یافت. به علاوه در دهه نود اسرائیل محرک اصلی تلاش‏های امریکا برای تحریم و منزوی کردن ایران بود. اظهارات مقامات تهران درباره اسرایئل اغلب تند بوده است ولی در زمان ۸ ساله محمود احمدی نژاد به اوج خود رسید.
رویکرد جدید دولت روحانی
دولت ایران نشان داده که موافق راه حلی خواهند بود که مورد توافق اسرائیلی‏ها و فلسطینی‏هاست. با این حال ایدئولوژی ضد اسرائیلی این کشور چنان بالاست که احتمال تغییر در کوتاه مدت را نخواهد داد.
تهدید ایران توسط متحدان امریکا
حضور نیروهای نظامی امریکا در کشورهای همسایه ایران و اتحاد امریکا با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس باعث تقویت ظن ایران نسبت به خطر وجود تلاش‏هایی با محوریت امریکا برای تغییر رژیم در ایران شده است. هرگونه حضور نظامی امریکا و بسط قدرت آن در خاورمیانه برای ایران تهدید محسوب می شود. از نظر ایران اسرائیل هم بخشی از این تهدید است.
برتری نظامی و زرادخانه هسته ای اسرائیل
اسرائیل به طور مداوم ایران را تهدید به اقدام نظامی علیه برنامه هسته ای اش می کند و آشکارا به امریکا برای انجام چنین کاری فشار می آورد. ایران اعتقاد دارد که اسرائیل اقدامات مخفیانه علیه این کشور انجام می دهد؛ از جمله ترور دانشمندان ارشد هسته ای ایران، ارسال ویروس کامپیوتری برای خرابکاری در برنامه هسته ای ایران و انفجار در تاسیسات هسته ای این کشور. علاوه بر این اسرائیل برنامه تسلیحات هسته ای، سیستم موشکی و هوایی حمل آنها و تجهیزات مدرن نظامی و دفاعی دارد که نسبت به ایرانی‏ها برتر هستند.
تلاش برای تسخیر قلب اعراب
ایران در سالهای اخیر همواره از فلسطینی‏ها حمایت کرده و به اعراب نشان داده که پادشاهان و حکام مستبد آنها به دلیل نفوذ واشنگتن از فلسطین حمایت نمی کنند. حمایت طولانی مدت ایران از حزب الله لبنان و نظام اسد در سوریه به نفوذ شیعه و ایران در منطقه کمک کرده است. ایران همچنین به حماس و جهاد اسلامی سنی نیز کمک کرده است.
برنامه هسته ای ایران
از نظر رهبران ایران یکی از راه‏های نمایش دستاوردهای عملی و فنی ایران برنامه هسته ای این کشور است. به نظر می رسد ایرانی‏ها می دانند هر زرادخانه هسته ای که بتوانند بسازند در مقابل زرادخانه اسرئیل کوچک است. به علاوه هر نوع سلاح هسته ای ایران را به هدفی برای امریکا و اسرائیل تبدیل می کند. آیت الله خامنه ای در فتوایی استفاده از تسلیحات هسته ای را ممنوع اعلام کرده است. نهادهای اطلاعاتی امریکا بارها اعلام کرده است که ایران تصمیمی برای ساخت سلاح هسته ای نگرفته است.
عامل داعش
موفقیت‏های اولیه داعش عواقبی را برای ایران و اسرائیل به همراه داشته است. فتوحات این گروه تهدید استرات‍ژیک هر دو آنهاست. در صورت ادامه پیشروی داعش اسرائیل و ایران خود را با دشمن مشترکی روبرو می بینند. این دو روابط خوب خود با کردهای عراق را حفظ کرده اند که دومین منافع مشترک ایران و اسرائیل است.
نگاه اسرائیل به ایران
اسرائیل برای بیش از دو دهه ایران را مهمترین خطر امنیت خود می داند. دشمنی اسرائیل با ایران با حمایت این کشور از حزب الله، حماس و جهاد اسلامی افزایش یافته است. تمرکز دیپلماسی اسرائیل بر این متمرکز است که برنامه هسته ای ایران و نقش این کشور را به عنوان حامی تروریسم معرفی کند. اقدامات اطلاعاتی اسرائیل هم بر تضعیف توانایی‏های ایران متمرکز شده بود.
جنگ پنهان
در مقابل اقدامات ضد ایرانی اسرائیل، ایران هم با تجهیز حزب الله و حماس به مقابله با آنها می پردازد.
با وجود تهدید حمله با ایران برخی مقامات امنیتی سابق اسرائیل بر این باورند که اسرائیل توانایی وارد کردن آسیبی بلندمدت به ایران را ندارد. با این حال به نظر می رسد رهبریت فعلی سیاسی اسرائیل درباره لزوم اقدام نظامی و توانایی وارد ساختن ضربه ای بزرگ به ایران متقاعد شده است. آنها بر این باورند که در صورتی که ایران از قدرت کافی برخوردار بود مذاکرات هسته ای را ترک می کرد. اسرائیل با هرگونه گسترش انرژی هسته ای در منطقه مخالف است. آنها دو بار در سالهای ۱۹۸۱ و ۲۰۰۷ به تاسیسات هسته ای عراق و سوریه حمله و آنها را نابود کرده اند. با وجود نظرات مختلف درباره مذاکرات هسته ای با ایران، مقامات آن به صورت علنی اعلام کرده اند که دورنمای موفقیت از طریق دیپلماسی را ناچیز می دانند. نتانیاهو و دیگران ایران را متهم می کنند که فقط برای خرید زمان جهت نزدیک شدن به سلاح هسته ای، مذاکره می کنند. آنها معتقدند که تحریم‏ها اصلی ترین دلیلی است که ایران را به پای میز مذاکره نشانده است. اسرائیل توافق هسته ای را در نهایت بپذیرد یا نپذیرد اما از فرایند دیپلماتیک حمایت نمی کند.
شکاف بین امریکا و اسرائیل این است که اسرائیل خواهان نابودی کامل توانایی هسته ای ایران است در حالیکه امریکا به دنبال توافقی برای متوقف کردن ایران از ساخت سلاح هسته ای است.
گزینه نظامی اسرائیل
گزینه‏های اسرائیل در صورت حصول یک توافق بین المللی بسیار محدود خواهد بود و ممکن است کنگره را تحت فشار قرار دهد. ولی مطمئنا قیمت بالایی را برای جبران این خسارت مطالبه خواهد کرد؛ از جمله تسلیحات و فناوری‏های پیشرفته یا تعهدات سیاسی و احتمالا عملیات‏های مخفیانه علیه ایران را افزایش خواهد داد. اسرائیل قطعا نسبت به هرگونه نزدیکی ایران به ایالات متحده و غرب حساس خواهد بود و به شدت برای جلوگیری از آن فعالیت خواهد کرد. اسرائیل همچنین مخالف هرگونه فشار سیاسی ایران به همسایگان عربش خواهد بود. برای این کار دلایل مشترکی با عربستان و کشورهای خلیج فارس پیدا می کند. اختلاف امریکا و اسرائیل با پیشرفت مذاکرات به سوی توافق هسته ای علنی تر شده است.
تحمل اسرائیل در برابر توافق هسته ای
حمایت وسیع بین المللی از توافق جامع هسته ای می تواند اسرائیل را متقاعد کند که رویکرد صبر و انتظار را در پیش بگیرد. در صورتی که ایران به تعهدات خود پایبند بماند توافق به هدف خود که محدود کردن برنامه هسته ای ایران، افزایش شفافیت، افزایش زمان غنی سازی تا سطح سوخت مورد نیاز بمب و کاهش خطر ساخت سلاح هسته ای توسط ایران است، می رسد.
توصیه‏هایی برای سیاست ایالات متحده
دولت امریکا باید تلاش ویژه سیاسی و دیپلماتیکی را در قبال کنگره و اسرائیل به خرج دهد تا از مخالفت آنها با توافق با ایران بکاهد. دولت اوباما باید سعی کند نتانیاهو را متقاعد کند که توافق هسته ای ضمانت کافی برای عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای را فراهم می کند.
همچنین دولت امریکا باید لزوم افزایش دسترسی اسرائیل به تجهیزات دفاعی و تسلیحاتی پیشرفته را درک کند. دولت امریکا همچنین باید دولت اسرائیل را متقاعد کند که اقدام نظامی علیه ایران در زمان اجرایی شدن توافق هسته ای با مخالفت دولت امریکا مواجه خواهد شد. در نهایت دولت امریکا باید کنگره و مردم این کشور را متقاعد کند که توافق هسته ای بهترین راه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای و جلوگیری از وقوع جنگی دیگر در خاورمیانه است.

عربستان سعودی

رابطه فیمابین دو کشور ایران و عربستان سعودی بسیار بحث برانگیز است و بسیاری در داخل این دو کشور طرف مقابل را دشمنی کینه توز می‏دانند. با این حال در میان قشر نخبه کسانی هستند که رابطه عادی تری را متصورند. منافع استراتژیک ایران و عربستان سعودی با هم تفاوت فاحشی دارند و هویت فرقه‏ای و قومی- ملی آنها بر اساس اولویت‏های جغرافیایی، اقتصادی و سیاست داخلی بین آنها شکاف ایجاد می‏کند. با این حال عوامل تنش زا در حال حاضر به شدت کاهش پیدا کرده است. تصور اینکه این دو کشور با نظام‏های فعلی حاکم بر آنها با هم متحد شوند دشوار است اما دشمنی آنها اجتناب ناپذیر است. موضوع مهمی وجود دارد که به راحتی حل شدنی نیست. هر دو کشور مدعی حق ویژه برای سخن گفتن از حانب اسلام در صحنه بین المللی و تعریف سیاست‏های اسلام، نه تنها در داخل مرزهای خود بلکه در سوریه، عراق و لبنان هستند. با وجود اقلیت شیعه در عربستان سعودی و اقلیت عرب و سنی در ایران هر کدام از دو دولت طرف مقابل را متحدی بالقوه برای مخالفان داخلی خود می‏بیند. ایران، ریاض را رقیب اصلی نفوذ منطقه‏ای خود می‏داند. در اکتبر ۲۰۱۱ مقامات آمریکا سازمان‏های اطلاعاتی ایران را متهم به حمایت از طرح ترور سفیر سعودی در آمریکا کردند. همچنین آل سعود ایران را متهم به حمایت از حوثی‏های یمن می‏کند.
ابتکارات مثبت رهبران ایران
هاشمی رفسنجانی و خاتمی در زمان ریاست جمهوری خود تلاش زیادی برای بهبود روابط با ریاض انجام دادند. این رویه آنها مورد انتتقاد چهره‏های ایدئولوژیک تر قرار گرفت اما با روی کار آمدن حسن روحانی این عملگرایی دوباره پدیدار شد. وی در زمان به دست گرفتن امور، عربستان را «دوست و برادر» نامید و بهبود روابط با کشورهای خلیج فارس را در اولویت قرار داد. از نظر اصلاح طلبان ایرانی مقابله با ریاض منجر به تولید مشکلات غیرضروری در منطقه و تقویت موضع تندروهای داخلی می‏شود.
نگاه آل سعود به ایران
نگاه نخبگان سعودی به ایران به وضوح متاثر از تعصب قدرتمند ضد شیعه اسلام وهابی است. مفتی‏ها بدترین الفاظ توهین آمیز را به شیعیان و به خصوص ایرانیان نسبت می‏دهند. این خصومت فرقه‏ای به طبقه مفتی‏ها محدود نمی شود.
غلبه تنش‏ها بر اختلافات فرقه ای
مقامات سعودی حداقل به طور علنی انتقادات فرقه‏ای را متوجه ایران نمی کنند بلکه تاکید آنها بر دخالت مستمر ایران در امور داخلی کشورهای عرب است. شاهزاده ترکی الفیصل در مارس ۲۰۱۴ گفت که مشکل اصلی عربستان با ایران «دخالت رهبران ایران و تلاش‏های
بی ثبات کننده آنها در کشورهایی با اکثریت شیعه مانند عراق و بحرین و در کنار آن در کشورهایی مانند کویت، لبنان و یمن که اقلیت شیعه قابل توجهی دارند» است. آل سعود در دهه گذشته تلاش کرده است که با نفوذ ایران در عراق، لبنان و فلسطین مقابله کند.
نگرانی از قدرت هسته‏ای ایران
آل سعود از عواقب سیاسی و استراتژیک برنامه هسته‏ای ایران می‏ترسند. آنها به طور خصوصی از ایالات متحده می‏خواهند که علیه ایران اقدام نظامی انجام دهد. ملک عبدالله و دیگر مقامات برجسته سعودی گفته اند که در صورتی که ایران به قابلیت تسلیحات هسته‏ای دست پیدا کند عربستان هم همین مسیر را در پیش خواهد گرفت.
خصومت دائمی وجود ندارد
در زمان ریاست جمهوری‏هاشمی رفسنجانی و خاتمی ریاض از کاهش جنبه‏های انقلابی سیاست خارجی ایران استقبال و بر روابط عادی تر تاکید کرد. ملک عبدالله در سال ۱۹۹۷ به تهران سفر کرد و چند هفته پس از آن در ریاض میزبان رفسنجانی بود. خاتمی اولین رئیس جمهور ایرانی بود که در سال ۱۹۹۹ به صورت رسمی به عربستان سفر کرد. آل سعود با استقبال از احمدی نژاد در آوریل ۲۰۰۷ در ریاض سعی کرد این روابط دوستانه را ادامه دهد. اما در سال ۲۰۱۰ (بنا بر اسناد افشا شده از سوی ویکی لیکس) عادل جبیر، سفیر سعودی در واشنگتن گزارش داد که ملک عبدالله حمایت خود را از حمله احتمالی آمریکا به ایران اعلام کرده است. عربستان همواره با شک و تردید به ایران نگریسته است. اما شک و تردید به معنای مقابله علنی نیست. در صورتی که شایعات تماس‏های پشت پرده و دعوت از روحانی برای سفر به ریاض درست باشد نشانه دیگری است که آل سعود از بهبود روابط با ایران استقبال می‏کنند.
پدیده جدیدی به نام داعش
خلاء سیاسی در منطقه تا حد زیادی چشم انداز دستیابی به نوعی تفاهم بین عربستان سعودی و ایران را کاهش می‏دهد. با این حال ظهور داعش و تهدیدات آن احتمالات تازه‏ای را بین این دو کشور ایجاد می‏کند. چالش داعش برای بغداد و حتی وحدت عراق برای ایران و عربستان شکست محسوب می‏شود، چرا که داعش چالشی برای برتری آل سعود در جهان سنی است. با این حال ایران هنوز نقش منطقه‏ای پر رنگ تری نسبت به عربستان دارد. ایران داشته‏های ژئوپولیتیک خود را از دست نخواهد داد، در حالی که عربستان از شکست ایران در شرق جهان عرب استقبال می‏کند اما نه در صورتی که با ادامه تثبیت قدرت داعش همراه باشد.
تاثیر یک توافق هسته ای
با توجه به در خطر بودن منافع بعید است که ایران و عربستان سعودی پس از توافق هسته‏ای پای میز مذاکره بنشینند. با این حال هر گونه بهبودی در روابط منافعی را در پی خواهد داشت؛ از جمله حمایت آل سعود از مخالفان میانه روی سنی در برابر داعش در عراق. هر گونه بهبود در روابط میان این دو کشور به سود ایالات متحده خواهد بود.
چشم انداز تنش زدایی ایران و عربستان
سوال این است که سود هر کدام از این دو کشور از تنش زدایی در روابط چیست. برخی در ایران اعتقاد دارند که این اتفاق به بهبود اقتصادشان کمک می‏کند. آل سعود در رقابت ضعیف تر هستند. عربستان از موقعیت ژئوپولیتیک مناسبی برخوردار نیست و جمعیت آن کمتر از یک سوم ایران است. هیچکدام از کشورهای شورای همکاری جمعیت ایران را ندارند. جمعیت ۸۰ میلیونی ایرانی سه برابر مجموع جمعیت شش کشور شورای همکاری است و این در حالی است که سراسر منطقه با توجه به تحصیلات عالی، مهارت و آموزش‏های حرفه‏ای به نیروی کار آن نیاز دارد. تنها در امارات ۵۰۰ هزار ایرانی کار و زندگی می‏کنند.
استنتاجاتی برای روابط ایران و آمریکا
در حالی که عربستان از چنین بهبودی عصبانی است اما نتایج فراوان آن می‏تواند ریاض را به تفکر مجدد درباره رابطه اش با تهران وا دارد. به علاوه هر گونه توسعه روابط نیازمند این است که ایران متحدان خود در لبنان و سوریه را مهار کند. به عبارت دیگر، روابط بهتر با ایالات متحده نیازمند موضع معتدلانه تری از سوی ایران در تعدادی از مسائل است. آمریکا نباید به صورت مستقیم دو کشور را به روابط بهتر تشویق کند چرا که این اقدام احتمالا به عنوان بخشی از ارزیابی مجدد ایالات متحده و توازن مجدد متحدانش در خلیج فارس دیده می‏شود. با این حال در صورتی که توافق هسته‏ای واشنگتن با تهران نگرانی‏هایی را در ریاض به وجود آورد، در عوض توافقی بلند مدت که احتمال دستیابی ایران به بمب هسته‏ای را کاهش می‏دهد به سود امنیت عربستان است و ارزش تنش موقت در روابط آمریکا و عربستان را دارد. دشمنی دائمی ایران و آمریکا به سود هیچ کسی از جمله آل سعود نیست.
آمریکا به کشورهای خلیج فارس اطمینان دهد
در چارچوب بهبود روابط ایران و آمریکا، واشنگتن باید متحدان خود در خلیج فارس را متقاعد کند که به دنبال ایرانی میانه رو است. سفر مارس ۲۰۱۴ اوباما به عربستان اولین قدم بود. شاید اعطای چنین اطمینانی نیازمند افزایش مقطعی حمایت‏های نظامی آمریکا و حضور نظامی تعریف شده آمریکا در منطقه باشد. ریاض در صورتی که اعتماد بیشتری به متحد آمریکائی خود داشت احتمالا تمایل بیشتری هم به کاهش تنش در روابط خود با تهران پیدا می‏کرد.

سوریه

حمایت ایران از نظام اسد برای مقابله با مخالفانش در سراسر کشور شکل دهنده روابط فعلی ایران و سوریه است. دخالت حزب الله که متحدی نزدیک به ایران است تاثیر مستقیمی در توانمند کردن اسد برای عقب راندن شورشیان داشته است. توافق هسته ای فرصت گفتگوی ایران وامریکا را فراهم خواهد آورد که می تواند منجر به برگزاری نشست ژنو سوم توسط سازمان ملل شود. دخیل کردن ایران در این فرایند شانس موفقیت را افزایش خواهد داد. همچنین می توان با راضی کردن اسد برای استفاده از نیروهای ارتش برای مبارزه با داعش در شرق و شمال سوریه فرصت دستیابی به راه حلی بلند مدتی را بهبود بخشید. ایران منافع چندگانه استراتژیک، مذهبی و دفاعی در این کشور همسایه دارد. تهران بر این باور است که از دست دادن سوریه به عنوان یک متحد می تواند تهدید کننده امنیت این کشور باشد. سوریه اهمیت زیادی برای ایران دارد. حزب الله بدون کمک سوریه نمی تواند به تسلیحات سنگین مجهز شود. مسیرهای دریایی و هوایی به لبنان به شدت توسط امریکا و اسرائیل مانیتور می شود و تنها راه امن باقیمانده برای حمایت از حزب الله جاده و مسیرهای کوهستانی است که سوریه را از لبنان جدا می کند. در زمان حمله عراق به ایران، صدام با حمایت از اخوان المسلمین برای براندازی حافظ اسد تلاش کرد؛ از آن زمان وی کشورش را متعد به دفاع از تهران دانست. اکنون بسیاری از مقامات ایرانی به اهمیت سوریه اذعان می کنند. ایران برای حمایت از سوریه، میلیاردها دلار به دمشق کمک کرده است. در آغاز سال ۲۰۱۳ بانک مرکزی سوریه قراردادی به ارزش ۳ میلیارد دلار با ایران امضا کرد. علوی ها کمتر از ۱۰ درصد کل جمعیت سوریه را تشکیل می دهند. و با وجود اینکه مانند ایرانی ها شیعه دوازده امامی نیستند، بقای آنها وابسته به بقای این فرقه به خصوص در لبنان است. ایرانی ها خود را حامی همه شیعیان دنیا می دانند. مقامات ایرانی نقش خود در سوریه را از زاویه مذهبی می بینند. اسد پیش از ناآرامی های سوریه سفرهای زیادی به تهران داشت. وی همچنین دیدارهای متعددی با حسن نصرالله برگزار کرد. این نزدیکی این نگرانی را در سوری ها به وجود آورد که وی بیش از حد به این متحدان شیعی خود وابسته شود. بعید است که توافق هسته ای تغییر ناگهانی و عمده ای در روابط تهران و دمشق ایجاد کند. با این حال موضوعات زیادی وجود دارد که ایران و ایالات متحده باید درباره آنها با یکدیگر مذاکره کنند. با این وجود توافق هسته ای می تواند راه را برای همکاری دوجانبه یا چند جانبه محدود بر سر موضوع سوریه یا عواملی مانند داعش هموار کند.

ترکیه

آنکارا و تهران در این مدت دقت کرده اند که به طور مستقیم یکدیگر را به چالش نکشند یا این وجود آنها در عراق، سوریه و فلسطین و به طور وسیع تر در سراسر منطقه رقیب یکدیگرند. در حالی که رقابت اعراب خلیج فارس با ایران از دریچه مسائل فرقه ای است آنکارا این نفوذ را از دریچه رقابت های تاریخی سیاسی و اقتصادی با رنگ غرور فارسی و ترکی می بیند. ترکیه به صورت کلی از نظر تهران هم فرصت است هم چالش. پس از سرنگونی شاه، رهبران جدید ایران با تردید به همسایه خود نگاه می کردند؛ چرا که نظامی سکولار داشت، عضو ناتو بود و برای پیوستن به اتحادیه اروپا تلاش می کرد. همچنین آنکار میزبان تعداد زیادی از مخالفین نظام انقلابی ایران هم شده است. روابط ترکیه با امریکا و اسرائیل نیز دلیل دیگری برای بی اعتمادی بین این دو کشور منطقه است. مخالفت ترکیه با حل پرونده هسته ای ایران با استفاده از زور به ایرانی ها اعتماد کافی را اعطا کرد که برای راکتور تحقیقاتی تهران با ترک ها و برزیلی ها همکاری کنند. همکاری ترکیه با ناتو و جمایت از مخالفین اسد به سردی روابط میان ایران و ترکیه در سال ۲۰۱۱ انجامید.
ترکیه در زمان اردوغان سیاست نزدیکی به همسایگان را در پیش گرفت و ایران هم از این مورد مستثنا نبود. ترکیه با وجود مخالفت با گسترش تسلیحات هسته ای از حق ایران برای داشتن فناوری هسته ای صلح آمیز دفاع کرد. پس از آغاز ناآرامی ها ی سوریه روابط بین ایران و ترکیه همچنان برقرار باقی مانده است اما دو طرف مواضع کاملا مخالف همدیگر را درک کرده اند. پیشروی های داعش تهدیدی جدید برای منافع ترکیه به وجود آورده است. ترکیه به بسیاری از اسلامگرایان سنی اجازه داد تا با گذر از مرزهای این کشور برای مبارزه با اسد به داعش ملحق شوند.
از زمان توافق نوامبر ۲۰۱۳ ترکیه علاقه بیشتری به ایران نشان دادند. اردوغان در سفر ژانویه ۲۰۱۴ خود به ایران آن را «خانه دوم» خود نامید. توافق جامع با ایران می تواند منافع اقتصادی زیادی برای ترکیه داشته باشد. کشورهای اروپایی که به دنبال جایگزینی برای روسیه جهت تامین گاز خود هستند به ایران چشم دوخته اند و ترکیه هم به وضوح مسیر ترانزیت گاز و نفت ایران به اروپاست.

منتشر شده در شماره پنج سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.