هدیه‌های داعش به اوباما

مذاکرات تهران- واشنگتن چه تاثیری بر معادلات خاورمیانه خواهد داشت؟

غسان شربل-سردبیر روزنامه الحیات

سال ۲۰۱۵ را ایران و امریکا با رد و بدل کردن پیام به یکدیگر آغاز کردند. باراک اوباما گفت که در برابر تهران «فرصتی برای آشتی با دنیا» وجود دارد و توافق با شش کشور جهانی بر سر پرونده هسته ای، این کشور را «به یک قدرت منطقه ای واقعا موفق» تبدیل خواهد کرد. او از رفتارهای ایران در پرونده های منطقه ای نیز انتقاد کرد اما گفت که این رفتارها باعث نمی شود که توافق با ایران محال باشد. چند روز بعد پاسخی از تهران آمد. رئیس جمهور حسن روحانی گفت: «کشور نمی تواند در انزوا پیشرفت کند اما این به بدان معنا نیست که ما از اصول و افکارمان کوتاه بیاییم.»
مشابه این پیام ها را ایران و امریکا در عراق نیز برای یکدیگر می فرستند، اما به شکلی دیگر: هواپیماهای امریکایی در هوا هستند و ژنرال قاسم سلیمانی به روی زمین است. هیچ کدام با یکدیگر تماس ندارند، اما هدفشان روشن است، مبارزه با داعش پس یکی مامور تامین امنیت حریم هوایی است و دیگری ماموریت تامین امنیت زمینی.
داعش با شبکه مخوفی که در عراق و سوریه به وجود آورده و در بخش عمده ای از خاک این دو جولان می دهد، شاید هدیه ای غیر قابل پیش بینی برای رئیس جمهوری امریکا بود. اوباما به این ترتیب می تواند به فکر رقص تانگو با ایران باشد. داعش هدیه دیگری نیز برای او به ارمغان آورد؛ اکنون همه متوجه عراق شده اند و سوریه دیگر موضوع اول یا تنها موضوع جامعه جهانی نیست. بر کسی پوشیده نیست که اوباما موضوع سوریه را اساسا فرصتی برای ثبت موقعیت های خاص می بیند و تعامل با آن را به مثابه فرصتی برای مذاکره با ایران تصور می کند. می توان گفت که اغتشاشی که داعش به پا کرد و نمایش گذاشت سبب شد تا امریکا و ایران فرصت بیشتری برای نزدیکی به یکدیگر بیایند و کشف کنند امکانات تازه ای برای نزدیک شدن به هم حداقل در یک عرصه وجود دارد. این وضعیت در کنار زدن فرد نامطلوبی مثل نوری مالکی موثر بود در حالی که این فرد خود کسی بود که پیش از این عامل توافق ایران و امریکا در مورد عراق شده بود و خود را به عنوان نیاز مشترک ایران و امریکا جا زده بود. رفتاری که او در پیش گرفت و فروپاشی ای که به جان ارتش عراق افتاد و همچنین نگرانی از اینکه
زمینه ای به وجود بیاید که دوباره همه ارکان حکومت انحصارا در دست یک نفر بیفتد، سبب شد تا به ایران فشار بیاید که مالکی را راضی کند که دفترش را ترک کند. به نوعی ایران و امریکا به تفاهم رسیدند که دیگر دوره مالکی تمام شده و او باید از قدرت کنار برود.
اوباما با هدیه ای که ابوبکر البغدادی به او داد، توانست در چارچوبی تازه به منطقه بنگرد: آن هم پیشی گرفتن موضوع عراق بر موضوع سوریه بود، اوباما به این ترتیب پذیرفت که حمایت نظامی البته کمتر از دخالت نظامی گسترده زمینی در عراق در زمان بوش انجام دهد، هم زمان فرصت برای پیشرفت در مذاکرات
هسته ای با ایران نیز گسترده و باز شد. حالا ایران و امریکا می توانند تصور کنند که با حل پرونده هسته ای زمینه برای همکاری های دیگر مثل مبارزه با داعش در عراق و سوریه فراهم می شود.
شبکه داعش جنایت های بی سابقه ای را علیه کردها مرتکب شد. می توانست این وضع کاملا متفاوت باشد اگر اربیل اجازه می داد که داعش به کرکوک یورش ببرد و بر نفت آن مسلط شود. اما از جنایت داعش کردها هم سود بردند. دنیایی که در دادن سلاح به کردها بخیل بود به سرعت مواضع خود را تغییر داد و در دادن سلاح به آنها عجله کرد به گونه ای که ایران نخستین کشوری بود که سلاح های خود را در اختیار کردها گذاشت. مسعود بارزانی موفق شد تا حمایت جامعه بین المللی را پشت سر خود بیاورد اما موفقیت بزرگ تر او زمانی رقم خورد که شخصا فرماندهی عملیات آزادسازی مناطقی که داعش اشغال کرده بود را بر عهده گرفت و به دنبال آن توانست مناطقی که مورد نزاع بودند را به جمع شهرهای تحت کنترل اقلیم کردستان بیفزاید.
ایران هم از داعش سود برد. ظرف چند ساعت دنیا احساس کرد که خطر در عراق و از سوی داعش است نه نقشی که ایران در این کشور به همراه گروه های شبه نظامی هم پیمانش ایفا می کند. هدیه دیگری که داعش به ایران داد این بود که دنیا فهمید که خطر اول در سوریه گروه های تروریستی هستند که به خاک این کشور سرازیر شده اند، دقیقا همان چیزی که ایران از ابتدای بحران سوریه تلاش می کرد به جهانیان بفهماند و مخاطرات آن را گوشزد کند. می توان گفت که حزب الله لبنان نیز از هدایای داعش بی نصیب نبود. برای این که توانست به مخالفانش بگوید که اگر در سوریه دخالت نکرده بود نیروهای داعش وارد خاک لبنان هم می شدند و حتی پایتخت کشور را به اشغال خود در می آوردند و اکنون عملا چیزی به اسم بیروت زیبای رویایی اعراب باقی نمی ماند.
مبالغه نیست اگر بگوییم که رفتار داعش هدیه ای ارزشمند برای حکومت سوریه نیز بود، برای این که با رفتارهایش حکومت سوریه را در وضعیت بهتری قرار داد و سبب شد که در فهرست پایتخت های تحت خطر جهان قرار بگیرد و جامعه جهانی را به فکر نجات آن از داعش بیندازد. سرگرم شدن دنیا به جنایت های داعش فرصتی ایجاد کرد تا الحوثی ها بتوانند به سادگی بر یمن مسلط شوند گویی که حادثه عادی رخ داده است.
در حالیکه داعش عکس آن چه ادعا می کرد، شد؛ به نکبت و بدبختی هر آن کسی که از آن دفاع می کرد، تبدیل شد. در حالی که هدیه ای سخاوتمندانه برای همه دشمنان خود و حامیانشان بود و تکرار جنایت هایش سبب رقص تانگوی ایران و امریکا در عراق شد، عاملی برای بدنامی حامیانش مثل ترکیه و قطر شد. سال جدید سالی تعیین کننده در این رابطه خواهد بود. به نظر می رسد واشنگتن و تهران خود را آماده رقص تانگو بر جسد داعش می کنند. رقصی که با امضای توافق نهایی میان ایران و امریکا و پنج قدرت دیگر جهانی می تواند بسیار زیباتر و دیدنی تر هم باشد.

  • این یادداشت به طور اختصاصی برای «سخن ما» نوشته شده است.

منتشر شده در شماره شش سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.