نگرانی ریاض ادامه خواهد یافت

0

عربستان وآمریکا پس از پادشاه به کدام‎سو می‎روند؟

سرکیس نعوم-نویسنده روزنامه النهار لبنان

سرانجام پس از سال‏ها‏ مریضی و پس از ماه‏ها‏ بستری بودن، ملک عبدالله، پادشاه عربستان در سن 91 سالگی درگذشت. شاید بتوان گفت وی معتدل ترین پادشاهان حکومت عربستان تا کنون بوده است. نرمش نسبی‏ای ‏که در قبال شیعیان عربستان نسبت به پادشاهان قبلی داشت و همچنین تلاش‏ها‏یی که برای حل بسیاری از تنش‏ها‏ی شیعه و سنی (البته تا قبل از آغاز بحران سوریه) در منطقه ایفا می‏کرد دلایلی است بر این ادعا که وی نسبت به پادشاهان قبلی معتدل تر بوده است. البته پادشاه سابق عربستان نیز همانند اکثر قریب به اتفاق هیات حاکمه عربستان متاثر از اندیشه‏ها‏ی وهابی بود اما با این وجود تلاش می‏کرد زیر سایه سنگین همین طیف اصلاحاتی را در کشورش اعمال کند. دادن حق رای به زنان در انتخابات بسیار محدود شورای شهر، دادن حق رانندگی و مشارکت‏ها‏ی محدود اجتماعی برای زنان از جمله اقدامات او در اصلاحات اجتماعی عربستان بودند.
پادشاه سابق عربستان همچنین از جمله کسانی بود که نسبت به بهبود روابط با کشورهای منطقه تلاش می‏کرد. از جمله با ایران که در دوره ریاست‎جمهوری اکبر‏ها‏شمی رفسنجانی و محمد خاتمی در اوج خود بود. ملک عبدالله در آن موقع در برابر فشارهای آمریکا و کشورهای عربی دیگر ایستاد و در بهبود روابط با ایران پافشاری کرد. در زمان ملک عبدالله شورای همکاری خلیج فارس انسجام بیشتری به خود دید و بسیاری از مشکلات عربستان با امارات متحده عربی و عمان حل و فصل شدند. اگر چه در حل اختلافات با قطر ناکام ماند.
ملک عبدالله در دوران زمامداری خود شاهد تحولات بزرگ منطقه‏ای ‏نیز بود. ترور رفیق حریری در لبنان، سقوط صدام‎حسین و لشکرکشی آمریکا به عراق، سقوط علی عبدالله صالح، متحد مهم عربستان در یمن، سقوط حسنی مبارک، رئیس جمهوری اسبق مصر و آغاز بهار عربی که در سوریه متوقف شد و عربستان را در آن گرفتار کرد، از جمله تحولاتی بودند که همگی در زمان ملک عبدالله اتفاق افتادند. در طول این مدت متحدان عربستان از قدرت کنار رفتند و شاید بتوان گفت تنها کسی که به زور مشت آهنین بر قدرت ماند حمد بن عیسی آل خلیفه بود که همچنان به زحمت در قدرت است.
با مرگ ملک عبدالله، منطقه آشفته خاورمیانه به کدام سمت‎وسو خواهد رفت؟ با نبود فردی که نقش مستقیم در بسیاری از این تحولات داشته، آینده خاورمیانه چه خواهد شد؟
پاسخ به این سوال بسیار سخت است. به‏خصوص که روابط عربستان و آمریکا، به‎عنوان یکی از تاثیرگذارترین کشورهای خاورمیانه، همچنان تیره است. عربستانی‏ها‏ از آمریکایی‏ها‏ بر سر رابطه با ایران گلایه دارند. آنها می‏گویند آمریکا گشایش در روابط با ایران را آغاز کرد بدون اینکه‏ ریاض را در جریان بگذارد. علاوه بر آن از سیاست‏ها‏ی آمریکا در سوریه نیز به هیچ وجه خشنود نیستند. عربستان حتی از سیاست‏ها‏ی آمریکا در قبال مصر نیز ناخرسند است. دائما به آمریکایی‏ها‏ خرده می‏گیرند چرا در رابطه با مصر از عبدالفتاح السیسی حمایت نمی‏کنند. برای عربستانی‏ها‏ بهانه حمایت از دموکراسی و قربانی شدن ثبات و استقرار مصر قابل فهم نیست.
از سوی دیگر، تنش در روابط روسیه و آمریکا بر روابط عربستان و آمریکا و عربستان و روسیه نیز تاثیر گذاشته است. آمریکایی‏ها‏ از اینکه‏ عربستانی‏ها‏ بدون اطلاع آنها به سراغ روس‏ها‏ رفتند و حتی پیشنهاد رشوه به روس‏ها‏ دادند به‎هیچ‎وجه خرسند نیستند. مقام‏ها‏ی آمریکایی در دیدار با عربستانی‏ها‏ این شکایت را به آنها کرده‎اند. به آنها گفته‎اند که آیا واقعا فکر می‏کنید روسیه به 15 یا 16 میلیارد دلار شما نیاز دارد؟
قصه رابطه آمریکا با عربستان قصه زنی است که با شوهرش اختلاف دارد. بعد از هر اختلافی زن قهر می‏کند و شوهرش را تهدید به ترک یا طلاقش می‏کند. همین رفتار را مرد هم می‏کند. در آخر دو طرف اینقدر از این حرف‏ها‏ می‏زنند که خودشان کلافه می‏شوند. کش‎مکش‏ها‏ی میان آمریکا و عربستان بر منطقه تاثیر مستقیم می‏گذارد. هرکدام از دو طرف برای آنکه دیگری را تحت فشار بگذارد از تحولات منطقه استفاده می‏کند. تاکنون هیچکدام از تحولات منطقه به سود عربستان پیش نرفته است. نه در بحران سوریه نه در بحران یمن و نه حتی در رابطه آمریکا با ایران، در هیچ کجا مصالح عربستان لحاظ نشده است. عربستانی‏ها‏ برای همین از آمریکایی‏ها‏ ناراحتند. این ناراحتی از زمان ملک عبدالله وجود داشت. حالا که او از دنیا رفته میراث‎داران او چه‎بسا با شدت عمل بیشتری با آمریکا و تحولات منطقه برخورد کنند. عربستانی‏ها‏ ابایی ندارند که فتنه شیعه و سنی ادامه یابد و جنگی فراگیر راه بیفتد. آنها از ایران ترسیده‎اند. هر جا که آنها عقب‎نشینی کرده‎اند، ایرانی‏ها‏ جلو آمده‎اند. هر جا هم که آمریکایی‏ها‏ عرصه را خالی کرده‎اند ایرانی‏ها‏ فورا جای خالی آنها را پر کرده‎اند. مساله‏ای ‏که بر نگرانی عربستانی‏ها‏ به‎شدت افزوده است.
پیش‎بینی نمی‏شود عربستان ظرف سه تا پنج سال آینده تغییر عمده‏ای ‏به خود ببیند. شاید 10 سال دیگر اتفاقی بیفتد اما در کوتاه مدت اتفاقی نخواهد افتاد. بنابراین همچنان به سیاست‏ها‏ی فعلی خود ادامه خواهد داد. شاید زمانی که آمریکا از نفت عربستان بی نیاز شود و خود به اندازه کافی نفت داشته باشد یا اینکه‏ با افزایش تولید نفت لیبی و عراق جایگزین نفت عربستان را بیابد و قیمت نفت به شدت سقوط کند، تحولی جدی در عربستان رخ دهد. پایین آمدن قیمت نفت و کاهش درآمدهای نفتی و خرج ذخایر ارزی عربستان بر مردم این کشور تاثیر مستقیم خواهد گذاشت. در آن صورت احتمال اینکه‏ از داخل عربستان تحولی رخ دهد، وجود دارد. تنها مساله‏ای ‏که باعث شده است عربستان سرپا باشد شکوفایی مالی است. وقتی که این شکوفایی متوقف شود ممکن است خیلی چیزها تغییر کند.
*سرکیس نعوم، روزنامه نگار و نویسنده سرشناس لبنانی و از اعضای سرشناس هیات تحریریه روزنامه «النهار» این یادداشت را به طور اختصاصی برای «سخن ما» نوشته است.

منتشر شده در شماره شش سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.