پایان کار پادشاه تنها

چشم انداز خاورمیانه پس از ملک عبدالله

سید علی موسوی خلخالی-دبیر گروه خارجی

سرانجام ملک عبدالله بعد از مدت‌ها گلاویز شدن با بیماری در سن ۸۹ سالگی در گذشت. پادشاهی که اعراب بر سر سن او اختلاف داشتند به گونه‌ای که کویتی‌ها او را ۹۳، قطری‌ها ۹۵ و عمانی‌ها ۹۰ ساله می‌دانستند او با کوله‌باری از اختلافات و کینه‌های خانوادگی، آل سعود و عربستان و دنیا را ترک کرد. ۱ بسیاری از تحلیلگران اوضاع عربستان ملک عبدالله را زجرکشیده‌ترین فرزند عبدالعزیز می‌دانستند. نزد بسیاری از عوام عربستان این گونه معروف است که عبدالعزیز، پدر عبدالله برای نشان دادن کینه خود به یکی از شیوخ قبیله دختر او را به عقد خود در می‌آورد و ماحصل این ازدواج ملک عبدالله می‌شود. برای همین در درون کاخ سلطنتی کینه‌ای عجیب نسبت به او شکل می‌گیرد به گونه‌ای که نه در جمع دیگر شاهزادگان به تحصیل می‌پردازد و نه با آنها بزرگ می‌شود.۲ اما چرخ روزگار چیز دیگری رقم زد و ملک عبدالله را ولیعهد، پادشاه و همه کاره عربستان کرد. شاید ستم‌های روانی‌ای که بر او می‌رفت سبب شد تا نسبت به دیگر شاهزادگان عربستان فرد معتدلی شود. ۳ این اعتدال هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی عربستان نمود داشت. بهبود روابط با ایران در زمان ملک عبدالله کلید خورد. بسیاری معتقدند اگر ملک عبدالله در راس امور نبود هیچ گاه روابط ایران و عربستان به آن سطحی که در زمان ریاست‏جمهوری اکبر‏هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی دیدیم، نمی‌رسید. اصلاحات داخلی او نیز مشهور است. سهل کردن امور برای فعالیت‌های زنان، کاستن از قید و بندهای فرهنگی، وارد کردن زنان در امور اقتصادی و دادن اجازه رانندگی به زنان از جمله کارهایی بود که ملک عبدالله انجام داد.
در همان سال‏های ابتدایی که عبدالله ولیعهد عربستان شد بسیاری از تحلیلگران می گفتند که وی بر خلاف خلف خود، فهد متمایل به انگلیسی‏ها و نه امریکایی‏ها است. این گونه معروف است که روزی مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت امریکا برای توجیه عربستانی‏ها جهت خرید سلاح‏های بیشتر و بزرگ نمایی در تهدید ایران علیه اعراب به عربستان سفر می کند، عبدالله در پاسخ به پافشاری‏های او می گوید: روزی فردی که سگ می فروخت، نزد شبانی آمد و گفت برای رهایی گله ات از گرگ‏ها از من سگ بخر. شبان که از خریدن سگ ناتوان بود او را راضی می کند که سگی را برای مدتی به او اجاره دهد. بعد از مدتی شبان می بیند که از تعداد گوسفندهایش کم می شوند. کمین که می کند می بیند که سگ گوسفندهایش را می خورد. صاحب سگ را صدا می زند و می گوید، بیا سگت را بگیر که ما با گرگ‏ها ساختیم. حالا حکایت ما و شما امریکایی‏ها است. می گویند که مادلین آلبرایت از اظهارات عبدالله خشمگین شد و با عصبانیت خاک عربستان را ترک کرد. ۴
دوران طلایی روابط ایران و عربستان نزدیک به ۱۲ سال طول کشید. زمانی که دو کشور می‌رفتند تا به دوست و متحد هم تبدیل شوند و اتحادی استراتژیک در خاورمیانه رقم بزنند. در برهه‌ای حتی عربستان حاضر شد روابط خود را با امارات متحده عربی فدای رابطه با ایران کند. در این مدت ایران و عربستان توافق نامه همکاری‏های امنیتی امضا کردند که در نوع خود بی سابقه بود. اما این روابط نزدیک و دوستانه با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به سردی گرایید. رئیس جمهوری دولت نهم و دهم توجه چندانی به توسعه روابط با کشورهای منطقه از جمله عربستان نمی‌کرد و اولویت دادن به رابطه با امریکای لاتین سبب شد تا رابطه با کشورهای مهم منطقه‌ای نظیر عربستان دیگر در اولویت سیاست خارجی دولت او نباشد. در عین حال نفوذ منطقه‌ای ایران در کشورهای عربی و سوریه و لبنان چنان عربستانی‌ها را آشفته کرد که بنا به اسناد ویکی لیکس، پادشاه عربستان در گفت‌وگوهای خصوصی‌اش با امریکایی‌ها می‌گوید که سر افعی را ببرید.
با آغاز بحران سوریه تیرگی در روابط دو کشور سیر صعودی به خود گرفت. عربستان چنان کینه‌ای از ایران به دل گرفته بود که هر لحظه آرزو می‌کرد اتفاقی بیفتد یا به ایران حمله شود تا ابهت و نفوذ و قدرت ایران در منطقه کاهش یا کاملا قطع شود. نفوذ ایران در عراق، لبنان، فلسطین و سوریه سبب شده بود تا عربستانی‏ها احساس کنند که آرزوهایشان بر باد رفته است. از نگاه عربستانی‌ها سوریه و سقوط حکومت بشار اسد که علوی است و آنها را جزء پیروان اهل تشیع می‌پندارند، می‌توانست آغاز تحولات معکوس علیه ایران باشد. برای همین همه تلاش خود را به کار گرفتند تا سوریه را آشفته کنند. سیل سلاح‌ها بود که به سوریه سرازیر ‌شد و خون‌هایی بود که روز به روز بیشتر ریخته ‌شد تا شاید بشار اسد از قدرت کنار برود. عربستان خیال می‌کرد آن‌چه در عراق و لبنان از دست داده است، این بار می‌تواند در سوریه جبران کند.
بحران سوریه هنوز حل نشده بحران یمن پیش آمده است. در حالی که عربستانی‏ها نه در لبنان توانسته‏اند آنچه را که مطلوبشان است به دست بیاورند نه در فلسطین و عراق دستاورد در خور توجهی به دست آورده اند. در این گیر و دار مرگ ملک عبدالله به مثابه
بی تکلیف ماندن ده‏ها پرونده ای است که در زمان او شکل گرفته‏اند و هنوز اراده ای برای بستن آن وجود ندارد. عربستانی‏ها که بعد از مرگ عبدالله مشغول اختلافات داخلی خود شده اند، اکنون مجالی برای پرداختن به پرونده‏های منطقه ای ندارند. اگر چه روز به روز بر نگرانی‏هایشان نسبت به تحولات منطقه افزوده می شود.
پی‌نوشت‌ها
۱- به نقل از مقاله‏های سرکیس نعوم در روزنامه النهار، دسامبر ۲۰۱۳
۲- پایگاه خبری تحلیلی ایلاف، ۲۵ ژانویه ۲۰۱۵
۳- به نقل از مقاله «پادشاه تنها» نوشته دیوید ایگناتیوس، واشنگتن پست ۱ فوریه ۲۰۱۵
۴- به نقل از سرمقاله روزنامه الشرق الاوسط به قلم عبدالرحمن راشد، ۲۵ ژانویه ۲۰۱۳

منتشر شده در شماره شش سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.