فرصت جمهوری‏ خواهان

تتحلیل آماری و بررسی نظر سنجی های انتخابات ۲۰۱۴ آمریکا

غفور عرشی: در این شماره از بخش مدیریت کمپین های انتخاباتی، گزارشی از انتخابات میان دوره ای آمریکا در سال ۲۰۱۴ ارائه خواهم کرد، به چرایی شکست دموکرات ها می پردازم، تاکتیک های انتخاباتی آنها را بیان می‌کنم، گزارش کوتاهی از Exit Poll ها می‌دهم و می‌گویم که چرا بدست آوردن اکثریت مجلس سنا اهمیت زیادی دارد. در آمریکا هر دو سال یک بار انتخابات برگزار می شود و با توجه به اینکه دوره ریاست جمهوری ۴ ساله است، انتخاباتی که در سال غیر از سال انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود به انتخابات میان دوره ای معروف است. در انتخابات میان دوره ای، به صورت معمول تمام نمایندگان مجلس نمایندگان (House of Representative) و یک سوم مجلس سنا (Senate) به همراه تعدادی از فرمانداران ایالتی و همچنین تمام نمایندگان مجالس ایالتی انتخاب می شوند. یک واژه ای در ادبیات سیاسی آمریکا وجود دارد، به نام خراش سال ششم یا شکست سال ششم (۶-Year Itch) که اشاره دارد به نارضایتی عمومی از رئیس جمهور و حزب او در ششمین سال ریاست جمهوری وی که منجر به شکست حزب رئیس جمهور در انتخابات میان دوره ای خواهد شد. از زمان فرانکلین روزولت در سال ۱۹۳۸ تمام روسای جمهور آمریکا که بیش از یک دوره رئیس جمهور بودند در انتخابات میان دوره ای دور دوم، کرسی های کنگره را از دست دادند (به استثنای بیل کلینتون). این اتفاق برای باراک اوباما و حزب دموکرات در انتخابات میان دوره ای سال ۲۰۱۴ تکرار شد. در بخش تکنولوژیهای انتخاباتی هم یک اپلیکیشن گوشی های هوشمند مرتبط با انتخابات میان دوره ای به نام Election 2014 را معرفی می کنم. این اپلیکیشین در اصل یک بازی برای شبیه سازی انتخابات روی نقشه است.

دموکرات‏ها تبلیغات انتخابات میان‏دوره‏ای ‏کنگره در سال ۲۰۱۴ را با یک هدف مشخص آغاز کردند، اکثریت مجلس سنا (Senate) کماکان در اختیار آنها بماند (تعداد دموکرات‏ها در سنا ۵۳ نفر بود که با دو سناتور مستقل که همگام با دموکرات‏ها رای می‏دادند اکثریت ۵۵ نفری مجلس سنا را برعهده داشتند). جمهوری‏خواهان‏ اما می‏خواستند بعد از آنکه در سال ۲۰۱۰ اکثریت مجلس نمایندگان (House of Representative) را بدست آوردند از فرصت خوبی که در سال ۲۰۱۴ برای آنها بدست آمده بود استفاده کنند تا اکثریت سنا را هم بدست آوردند (تعداد جمهوری‏خواهان‏ ۴۵ سناتور جمهوری خواه در مجلس سنا بود که ۱۰۰ عضو دارد). هم جمهوری‏خواهان‏ و هم دموکرات‏ها می‏دانستند که اکثریت مجلس نمایندگان مانند چهار سال قبل در اختیار جمهوری‏خواهان‏ باقی خواهد ماند. با این پیش‏فرض و اهداف مشخص، رقابت‏های میان دوره‏ای ‏سال ۲۰۱۴ آمریکا کلید خورد.
چرا سال ۲۰۱۴ برای جمهوری‏خواهان‏ فرصت بود؟
دوره نمایندگی در مجلس سنا شش ساله است با این توضیح که هر دو سال یک بار، یک سوم اعضا (۳۳ سناتور) باید برای حضور در سنا دوباره به رقابت با رقبای خودشان بپردازند. به همین دلیل، اینکه این افراد، نمایندگی چه ایالت‏هایی را بر عهده دارند خیلی مهم است. هر دو حزب اصلی جمهوری خواه و دموکرات ترجیح می‏دهند رقابت در ایالت‏هایی باشد که سناتور فعلی از حزب رقیب است. در این صورت شانس پیروزی و بدست آوردن کرسی‏های حزب رقیب را خواهند داشت. در عین حال برای هر دو حزب اهمیت دارد که انتخابات در ایالت‏هایی هم برگزار شود که این ایالت‏ها به صورت سنتی به آنها رای می‏دهند یا در انتخابات ریاست جمهوری ایالت‏های آبی (مانند کالیفرنیا، ماساچوست، نیویورک و …) برای دموکرات‏ها و قرمز (مانند تگزاس، جورجیا، کنتاکی و …) برای جمهوری‏خواهان‏ نامیده می‏شوند. در انتخابات سال ۲۰۱۴، از میان ۳۳ کرسی انتخاباتی و ۳ کرسی که در آن‏ها انتخابات ویژه برگزار می‏شود (به دلایلی مانند فوت یا استعفا و … در آمریکا انتخابات ویژه همزمان با انتخابات کنگره برگزار می‏شود)، تکلیف انتخابات را رقابت در ۱۴ ایالت مشخص می‏کرد. تکلیف رقابت در بقیه تقریبا از قبل معلوم بود (البته با یک استثنا در ایالت ویرجینیا که نظرسنجی‏ها تفاوت دو کاندیداها را با خطای بسیار پیش بینی کرده بودند). در ۱۱ تای این ایالت‏ها انتخابات رقابتی بود، یعنی دموکرات‏ها و جمهوری‏خواهان‏ برای حفظ کرسی خود و بدست آوردن کرسی رقیب با هم رقابت می‏کردند (از این ۱۱ ایالت، ۳ ایالت به جمهوری‏خواهان‏ تعلق داشت و ۸ ایالت متعلق به دموکرات‏ها بود). در عین حال در ۳ ایالت، کاندیداهای فعلی دموکرات بودند که در انتهای این دوره مجلس سنا بازنشسته می‏شدند و در هر سه ایالت شانس پیروزی جمهوری‏خواهان‏ بالای ۹۰ درصد بود. به عبارت بهتر در میان این ۱۴ ایالت، تکلیف انتخابات در ۳ ایالت پیش از انتخابات مشخص بود که به جمهوری‏خواهان‏ تعلق خواهد گرفت (مونتانا، ویرجینیای غربی و داکوتای جنوبی).
در میان این ۱۱ کرسی رقابتی، ۳ کرسی به جمهوری‏خواهان‏ تعلق داشت. یعنی ایالت‏هایی که کاندیداهای فعلی جمهوری خواه بودند و دموکرات‏ها برای بدست آوردن صندلی فعلی جمهوری‏خواهان‏ تلاش می‏کردند (کنتاکی، جورجیا و کنزاس). اما در هشت تای بعدی، کاندیداهای فعلی دموکرات بودند و جمهوری‏خواهان‏ شانس بدست آوردن صندلی آنها را داشتند (میشیگان، آیوا، نیوهمشایر، کلورادو، کارولینای شمالی، آلاسکا، آرکانزا و لوئیزیانا).
این ترکیب بندی نشان می‏دهد که شانس دموکرات‏ها برای نگه داشتن اکثریت سنا به مراتب کمتر از جمهوری‏خواهان‏ بود. چون آنها سه کرسی را که پیش از انتخابات از دست رفته می‏دیدند و در هشت کرسی هم جمهوری‏خواهان‏ شانس به چالش کشیدن آنها را داشتند. در حالی که دموکرات‏ها تنها و در بهترین حالت می‏توانستند در سه ایالت، کاندیدای فعلی سنا را که جمهوری خواه است به زیر بکشند. اما بدشانسی دموکرات‏ها فقط در ترکیب ایالت‏های انتخابات امسال نبود. آنها مشکلات بسیار بیشتری هم داشتند.
تاکتیک‏های انتخاباتی – جمهوری‏خواهان‏
جمهوری‏خواهان‏ و دموکرات‏ها هر کدام دو تاکتیک انتخاباتی متفاوت داشتند. جمهوری‏خواهان‏ تلاش می‏کردند انتخابات را نه تنها انتخابات ایالتی، بلکه انتخاباتی در سطح ملی تعریف کنند. به همین دلیل کاندیداهای دموکرات را نه به عنوان کاندیدای ایالت بلکه به عنوان نمایندگان باراک اوباما می‏نامیدند. این کار در ایالت‏هایی که محبوبیت اوباما کم بود و همچنین در ایالت‏هایی که به صورت سنتی جمهوری خواه بودند یا کاندیدای فعلی جمهوری خواه بود، به آنها کمک می‏کرد که از عدم محبوبیت اوباما و برنامه‏های رئیس‏جمهور‏ به عنوان یک سلاح علیه کاندیداهای دموکرات عمل کنند.
اهمیت این تاکتیک هم در این بود که در میان هشت ایالتی که کاندیدای فعلی آنها دموکرات بودند، چهار تای آنها در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ به کاندیدای جمهوری‏خواهان‏، میت رامنی، رای داده بودند (لوئیزیانا، آرکانزا، کارولینای شمالی و آلاسکا). در دو ایالت دیگر هم که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به اوباما رای داده بودند محبوبیت فعلی او – در زمان انتخابات – زیر ۴۰ درصد یعنی کمتر از متوسط محبوبیت اوباما در آمریکا بود (آیوا و کلورادو) و تنها در میشیگان و نیوهمشایر محبوبیت اوباما تقریبا برابر با متوسط محبوبیت رئیس‏جمهور‏ در کل آمریکا بود. در نهایت هم کاندیداهای دموکرات تنها در همین دو ایالت یعنی میشیگان و نیوهمشایر پیروز شدند و در پنج تا از شش تای قبلی شکست خوردند و در یک ایالت انتخابات به دور دوم رفت (لوئیزیانا).
در هر سه ایالتی هم که سناتور فعلی جمهوری خواه بود، محبوبیت رئیس‏جمهور‏ زیر ۴۰ درصد قرار داشت و در هر سه تای آنها یعنی جورجیا، کنتاکی و آرکانزا، جمهوری‏خواهان‏ موفق شدند رقبای دموکرات را شکست دهند (در کنزاس، رقابت بین سناتور فعلی پت رابرتز و یک کاندیدای مستقل به نام گرگ ارمان بود).
تاکتیک‏های انتخاباتی – دموکرات‏ها
دموکرات‏ها اما برخلاف جمهوری‏خواهان‏، رقابت را در سطح ایالتی تعریف کرده بودند و سعی داشتند با تمرکز بر مسائل و مشکلات ایالت، رای دهندگان را تشویق کنند که به کاندیدایی رای دهند که بهتر می‏تواند مسائل ایالت آنها را حل کند. آنها در عین حال سعی می‏کردند خودشان را از اوباما دور نگه دارند و از محبوبیت هیلاری و بیل کلنیتون و میشل اوباما – همسر رئیس‏جمهور‏ – برای تشویق رای دهندگان استفاده کنند. خانم الیسون گرایم کاندیدای دموکرات‏ها در ایالت کنتاکی حتی حاضر نشد در پاسخ به سئوالی که از او در مورد رای وی در سال ۲۰۱۲ پرسیده شده بود اعلام کند به اوباما رای داده است و از این پاسخ طفره رفت. او در عین حال خودش را طرفدار آزادی استفاده از اسلحه و حامی صنعت ذغال سنگ نامید که دو موضوع مهم در ایالت کنتاکی بودند و با برنامه‏های حزب دموکرات و رئیس‏جمهور‏ منافات داشتند. در ایالت لوئیزیانا، خانم لندرو که رئیس کمیته انرژی در مجلس سنا هم بود از تاسیس خط لوله نفتی Keystone که قرار است از آلبرتا در کانادا تا تگزاس در جنوب آمریکا کشیده شود و ایالت‏های مرکزی و جنوبی آمریکا از جمله ایالت لوئیزیانا را شامل گردد حمایت می‏کرد که البته تاسیس این خط لوله هم تا زمان انتخابات به دلیل مخالفت رئیس‏جمهور‏ و حزب دموکرات – به دلیل دغدغه‏های محیط زیستی – عملی نشده بود. دموکرات‏ها در عین حال از تهییج زنان و جوانان برای رای دادن به خودشان هم بسیار استفاده می‏کردند. آنها با شعار «جنگ علیه زنان» جمهوری‏خواهان‏ را متهم می‏کردند که طرفدار قوانینی هستند که آزادی زنان را محدود می‏کند. این شعار در سال ۲۰۱۲ توسط کمپین اوباما بسیار مورد استفاده قرار گرفت و در ایالت‏های از قبیل کلورادو توسط سناتور یودال، کاندیدای دموکرات‏ها بارها و بارها بیان گردید. تمام اینها اما باعث نشد که دموکرات‏ها بتوانند رای دهندگان را قانع کنند که به آنها رای بدهند یا بهتر بگویم رای دهندگانی را که به صورت سنتی به دموکرات‏ها رای می‏دادند قانع نکرد تا در روز انتخابات به پای صندوق‏های رای بیایند و کاندیدای دموکرات را انتخاب کنند. در میان این گروه رای، جوانان زیر ۲۹ سال بیشترین سهم رای دهندگان بالقوه را داشتند که ترجیح دادند در انتخابات رای ندهند.
محبوبیت رئیس‏جمهور‏، مشکل رهبری و انتخابات میان‏دوره‏ای
جمهوری‏خواهان‏ در عین حال از مسائل و مشکلات جاری کشور از جمله بحران ویروس خطرناک ابولا، نقش داعش در خاورمیانه و عدم پاسخ قاطع از سوی رئیس‏جمهور‏، بی عملگی رئیس‏جمهور‏ در مواجه با مسائل جهانی که به تعبیر آنان ابرقدرتی آمریکا را زیر سئوال برده بودند و همچنین از ناموفق بودن طرح بیمه خدمات درمانی اوباما که محبوبیت آن در آمریکا بین ۳۰ تا ۳۵ درصد در نظرسنجی‏های مختلف است استفاده کردند تا این انگاره را تقویت کنند که اوباما رهبر خوب و قاطعی برای آمریکا نیست و پیروزی کاندیداهای دموکرات باعث ادامه تمام این بحران‏ها و مشکلاتی خواهد شد که واشنگتن با آنها درگیر است. در تمام این موارد پاسخ دموکرات‏ها از نظر مردم پذیرفته نبود. دموکرات‏ها حتی نتوانستند برتری رای خود را در میان اقلیت‏های لاتین تبار حفظ کنند که به صورت سنتی به آنها رای می‏دادند و اوباما قصد داشت با فرمان اجرایی خود امکان اجازه حضور قانونی یک جمعیت ۵ میلیونی از آنها را در کشور فراهم کند. هرچند این فرمان اجرایی به درخواست برخی از کاندیداهای دموکرات و به دلایل انتخاباتی به بعد از انتخابات موکول شد، اما دموکرات‏ها رای بخشی از لاتین تبارها را از دست دادند که به اصلاح قوانین مهاجرتی در آمریکا دل بسته بودند.
نظرسنجی‏ها چه می‏گفتند؟
مطابق اکثر نظرسنجی‏ها و مدل‏های پیش بینی شانس به دست آوردن اکثریت جمهوری خواه در مجلس نمایندگان بیشتر از دموکرات‏ها بود. البته با این توضیح که نظرسنجی‏ها در پیش بینی میزان آرای کاندیداها و درصد رای آنها اشتباهات زیادی داشتند. در ۱۱ ایالتی که انتخابات آنها رقابتی بود حداقل در ۸ تای آنها پیش بینی‏ها با خطای بالاتر از ۳ درصد (یعنی محدوده قابل قبول خطا در اکثر نظرسنجی‏ها) مواجه شد. در ایالتی مانند ویرجینیا که مطابق نظرسنجی‏ها و مدل‏های پیش بینی اساسا رقابتی تلقی نمی شد و کاندیدای دموکرات ( وارنر) تقریبا ۱۲ درصد از کاندیدای جمهوری خواه (اد گلیسپی) پیش بود، نتیجه واقعی ۰.۶ درصد (یعنی تنها ۱۶ هزار رای) به نفع دموکرات‏ها تمام شد. در آرکانزا و کنتاکی که مطابق نظرسنجی‏ها تفاوت کاندیداهای دموکرات و جمهوری‏ها در حد ۴ درصد رای به نفع جمهوری‏خواهان‏ بود، آنها به ترتیب با ۱۷ و ۱۵ درصد اختلاف انتخابات را بردند. در انتخابات فرمانداری ایالت مریلند که یک ایالت دموکرات است نظرسنجی‏ها پیش بینی کردند که آقای براون کاندیدای دموکرات بر آقای هوگن کاندیدای جمهوری خواه با ۹ درصد اختلاف پیروز می‏شود، در واقعیت اما این کاندیدای جمهوری خواه بود که تقریبا ۹ درصد بیشتر رای بدست آورد.
نتیجه انتخابات
جمهوری‏خواهان‏ در انتخابات مجلس سنا پیروز شدند و یک اکثریت ۵۳ رایی ( یا ۵۴ رای به دلیل اینکه انتخابات در ایالت لوئیزیانا به دور دوم کشیده شده است) از کل ۱۰۰ رای کرسی مجلس سنا بدست آوردند. آنها در عین حال با افزایش تعداد آرای نمایندگان خود در مجلس نمایندگان، اکثریتی را بدست آوردند که از سال ۱۹۴۹ در زمان ریاست جمهوری هری ترومن تاکنون سابقه نداشته است (اگر نتایج برخی حوزه‏های نامعلوم رای مشخص شود و همچنین نتایج انتخابات در دور دوم در برخی دیگر از حوزه‏ها معین گردد، می‏تواند به اکثریتی که از سال ۱۹۲۸ بی سابقه است منجر شود). آنها در عین حال بیشتر از ۶۵ درصد مجالس ایالتی و ۳۹ فرمانداری را در اختیار دارند که به خصوص نقش ویژه‏ای ‏در ترتیب رای گیری در انتخابات آتی ریاست جمهوری – سال ۲۰۱۶ – در ایالت‏های سرنوشت سازی مانند فلوریدا دارند. انتخاباتی که یکی از اختلافات جمهوری‏خواهان‏ و دموکرات‏ها در آن، تلاش دموکرات‏ها برای تسهیل فرایند رای دادن و ترجیح جمهوری‏خواهان‏ برای سخت کردن فرایند رای دادن است. از جمله این مسائل می‏توان به ارائه کارت شناسایی در حوزه‏های رای گیری اشاره کرد که جمهوری‏خواهان‏ طرفدار آن هستند و می‏گویند به شفافیت روند انتخابات کمک می‏کند. دموکرات‏ها اما از آن سو ادعا می‏کند که فرایند رای دادن در آمریکا به اندازه کافی شفاف است و تخلفات انتخاباتی به آن اندازه نیست که تعیین کننده باشد. سخت گیری در ارائه مواردی مانند نشان دادن کارت شناسایی فقط باعث می‏شود برخی از کسانی که فقیرتر هستند و به صورت سنتی به دموکرات‏ها رای می‏دهند امکان رای دادن محدود تری پیدا کنند.
گزارش‏های مبتنی بر Exit Poll‏ها
در آمریکا یکی از مهمترین منبع برای تحلیل نتایج انتخابات، گزارش‏های مبتنی بر نظرسنجی‏های بعد از رای دادن Exit Polls است. در این نظرسنجی‏ها افرادی که پای صندوق رفته اند و رای خود را داده اند بر اساس متغیرهای زیادی مانند سن، جنس، نژاد، دیدگاه سیاسی و … مورد پرسش قرار می‏گیرند. تحلیل نتایج Exit Poll‏ها در انتخابات میان دوره‏ای ‏سال ۲۰۱۴ تا حدی مشخص می‏کند که چرا دموکرات‏ها انتخابات را باختند و به چه دلیل شکست آنها تا این اندازه معنی دار بوده است. در انتخاب کاندیدهای مجلس نمایندگان، ۴۷ درصد کاندیدای دموکرات و ۵۳ درصد کاندیدای جمهوری خواه را انتخاب کردند. ۴۲ درصد مردان به کاندیداهای دموکرات و ۵۸ درصد آنها به جمهوری‏خواهان‏ رای دادند. زنان اما با نسبت ۵۲ به ۴۸ دموکرات‏ها را بیشتر ترجیح دادند. این رقم کمتر از سال ۲۰۱۲ بود که زنان بیشتری دموکرات‏ها را انتخاب کرده بودند (۵۶ به ۴۴). برتری جمهوری‏خواهان‏ به دموکرات‏ها در میان آمریکایی‏های سفیدپوست در سال ۲۰۱۴ همچنان برقرار بود. آمریکایی‏های آفریقایی تبار و لاتین تبارها هم دموکرات‏ها را انتخاب کردند. اما نسبت کسانی که در میان لاتین تبارها به کاندیدای دموکرات رای دادند در سال ۲۰۱۴ نسبت به سال ۲۰۱۲ کاهش پیدا کرده بود (۶۹ درصد در سال ۲۰۱۲ و ۶۳ درصد در سال ۲۰۱۴). اختلاف فاحش اما در میان آمریکایی‏های آسیایی تبار به مراتب بیشتر بود. آنها با نسبت ۵۱ به ۴۹ جمهوری‏خواهان‏ را انتخاب کردند. این نسبت در سال ۲۰۱۲ اما، ۷۴ به ۲۶ به نفع دموکرات‏ها بود.
در میان گروه‏های سنی هم، جوانان ۱۸ تا ۲۹ و میان سالان ۳۰ تا ۴۴ دموکرات‏ها را انتخاب کردند و افراد بالای ۴۴ سال به جمهوری‏خواهان‏ رای دادند. میزان رای جوانان تا ۲۹ سال به دموکرات‏ها اما ۶ درصد کاهش داشت (۶۱ به ۵۵ درصد). از جمله دلایل شکست دموکرات‏ها به کاهش میزان رای در میان لاتین‏تبارها و جوانان تا ۲۹ سال هم اشاره می‏شود که ترجیح دادند در روز انتخابات رای ندهند.

منتشر شده در شماره چهار سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.