مسیر پرتنش جام‌جم ـ پاستور

به بهانه انتخاب رئیس جدید صدا وسیما: سازمانی که هیچ دولتی را راضی نکرد

پدرام سهرابلو-روزنامه‌نگار

در نیمه آبان ماه «محمد سرافراز» با حکم مقام معظم رهبری به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شد. این سازمان در سال ۱۳۵۰ به صورت متمرکز و با نام سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران شروع به فعالیت کرد. برنامه‌های رادیو ایران رسما در سال ۱۳۱۹ و برنامه‌های تلویزیون در سال ۱۳۴۶ به روی آنتن رفت و پس از تجمیع این دو در یک سازمان اداری «رضا قطبی» ریاست آن را بر عهده گرفت. محتوای برنامه‌های رادیو و تلویزیون در رژیم پیشین همواره با انتقادات طیف گسترده‌ای از مردم روبه رو بود. از اقشار متدین و مذهبی تا مخالفان سیاسی رژیم هر کدام دلیل موجهی برای رویگردانی از رادیو و تلویزیون داشتند. از این رو بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امام از صداوسیما تعبیر به دانشگاهی کردند که دغدغه متولیان و برنامه سازان آن باید ارتقای دانش و آگاهی مردم باشد. به همین منظور در بدو پیروزی انقلاب تغییراتی در نحوه اداره سازمان صداوسیما ایجاد شد که بعد‌ها در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸ نیز بازتاب یافت. از زمان استقرار نظام جمهوری اسلامی تا کنون مجموعا پنج نفر عهده دار مدیریت این سازمان بوده‌اند که یک نفر از آن‌ها (صادق قطب‌زاده) منتخب شورای سرپرستی و یک نفر (محمد هاشمی) منصوب امام بودند و حکم سه نفر دیگر (علی لاریجانی، عزت الله ضرغامی و محمد سرافراز) به انضام تمدید دوره ریاست محمدهاشمی را رهبر معظم انقلاب صادر کرده‌اند. اصل ۱۷۵ قانون اساسی بعد از بازنگری اختیار نصب و عزل رییس سازمان صداوسیما را به مقام رهبری محول کرده است. تا پیش از بازنگری اداره این سازمان «زیر نظر مشترک قوای سه گانه» بود و «قانون اداره صداوسیمای جمهوری اسلامی» از مدیر عامل به عنوان عالیترین مقام اجرایی نام می‌برد که مستفاد از اصل ۹ آن این مقام، منتخب شورا و «مسئول در برابر آن» بود اما عملا به دلیل بروز اختلاف نظر در شورای سرپرستی و وجود شرایط جنگی مدیرعامل این سازمان با حکم رهبرفقید انقلاب اسلامی منصوب شد. امام خمینی در ابتدای حکم صادره برای انتصاب مدیرعامل این سازمان چنین مرقوم فرمودند «بر خلاف انتظار، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی اختلافاتی پیش آمد که موجب نگرانی شد. در نتیجه اینجانب آقای محمدهاشمی را به نمایندگی از جانب خودم برای به عهده گرفتن کلیه مسئولیتهای مدیر عامل صداوسیما معیّن نمودم که این دستگاه عظیم، بی‏ مسئولیت نباشد.» بعد‌ها در جریان بازنگری قانون اساسی برای اجتناب از این اختلافات اختیار اداره و نظارت از یکدیگر تفکیک گردید. این تجدیدنظر را باید در راستای تغییر نگاه حاکم بر قانون اساسی نیز ارزیابی کرد که مدیریت متمرکز را جایگزین مدیریت شورایی نمود. این شیوه متمرکز مدیریت عملا زمینه بروز اختلاف بر سر چگونگی اداره سازمان صداوسیما را از میان برداشت اما انتقاد و ناخرسندی از عملکرد سازمان صداوسیما (اعم از گروه‌های اجتماعی و نهادهای رسمی) همچنان ادامه دارد.
دولت و صداوسیما؛ گذشته و حال
امسال در آستانه هفته دولت حسن روحانی با انتقاد مجدد از صداوسیما گفت «دولت از لحاظ تبلیغاتی دست تنهاست [زیرا] رسانه ملی حاضر نیست خدمات دولت را برای مردم تبیین کند.» رییس جمهوری پیش‌تر نیز گلایه‌هایی نسبت به عملکرد صداوسیما ابراز کرده بود و در اولین حضور رییس جدید این سازمان در هیات دولت نیز متذکر شد «صدا‌وسیما باید آزادی بیان و افکار را تضمین کند؛ زیرا یک رسانه فراجناحی و فراقومی و در یک کلمه رسانه ملی و متعلق به عموم ملت ایران است که باید از منافع و عزت همه ملت دفاع کند.» این دست انتقادات در دولت‌های پیشین کمابیش سابقه داشته اما ترسیم نوع رابطه و تعامل صداوسیما با دولت‌های مختلف نیاز به تفصیل بیشتری دارد. در دهه اول تاسیس نظام جمهوری اسلامی صداوسیما تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل نظیر همبستگی ایدئولوژیک و مقتضیات اداره جنگ عمده توان تبلیغاتی خود را در راستای نیازهای دولت به کار می‌گرفت. در دولت سازندگی نیز این رویکرد حمایتی پررنگ بود. حضور برادر رییس جمهور وقت در راس سازمان (تا سال ۱۳۷۳) از یک سو و همسویی سیاسی دولت با دیگر نهادهای حاکم از دیگر سو جایی برای منتقدان در صداوسیما نمی‌گشود. اما با آغاز مدیریت لاریجانی (۱۳۷۳ تا ۱۳۸۳) بر صداوسیما رویکرد این سازمان نسبت به دولت تغییر کرد و پاره‌ای انتقادات راست گرایانه (به ویژه انتقاد از وضع فرهنگی و اقتصاد لیبرالی) مجال طرح یافت، گرچه انتقادات جناح چپ (انتقاد از رفتار سیاسی و عدم وجود آزادی بیان) صرفا در روزنامه سلام انعکاس می‌یافت و کماکان از تریبون صداوسیما محروم بود. رابطه دولت اصلاحات با صداوسیما از‌‌ همان آغاز فراز و فرودهای بسیاری را از سر گذراند. از دید بسیاری از هوادران خاتمی، صداوسیما در تبلیغات انتخاباتی با کنارگذاشتن سیاست بی‌طرفی به حمایت ناطق نوری پرداخت (بعد‌ها ناطق نوری این نوع حمایت را یکی از دلایل شکست خود در انتخابات خواند) و پس از آن نیز با عدم انعکاس اخبار مربوط به دولت اصلاحات و نیروهای اجتماعی هوادار آن به موازات ساخت و پخش برنامه‌هایی نظیر «چراغ»، نمایش برخی تصاویر تقطیع شده «کنفرانس برلین» و واگذاری تریبون به مخالفان سرسخت دولت عملا کمر به تضعیف اصلاح طلبان بست. البته مسئولان وقت صداوسیما ادعای اصلاح طلبان را از بی‌اساس می‌خواندند. یک سال پایانی دولت اصلاحات با ریاست ضرغامی بر صداوسیما همراه شد که تفاوتی با سیاست سلف وی نداشت حال آنکه احمدی‌نژاد چه در دوره شهرداری تهران که خود را برای انتخابات آماده می‌کرد و چه بعد از رفتن به پاستور از پشتیبانی بی‌سابقه این رسانه برخوردار بود. این حمایت‌ها در جریان مناظره‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ به اوج رسید آنجا که صداوسیما حاضر نشد زمانی در اختیار آقایان هاشمی و ناطق نوری قرار دهد تا به اتهامات احمدی‌نژاد در جریان مناظره‌های ریاست جمهوری پاسخ گویند. علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس این رفتار جانبدارانه را یکی از عوامل اصلی بروز «فتنه» می‌داند و معتقد است تداوم این رفتار از جمله عدم دعوت از معترضین به صداوسیما به تشدید ناآرامی‌ها انجامید. گفتنی است پس از خانه نشینی و قهر ۱۱ روزه احمدی‌نژاد در بهار سال ۱۳۹۰ رابطه او و صداوسیما اندکی به سردی گرایید. رابطه حسن روحانی با صداوسیما حاشیه‌های زیادی داشته است. او در جریان تبلیغات انتخاباتی انتقادات زیادی متوجه مسئولان این سازمان کرد.‌‌ همان زمان گفته شد بخش‌هایی از فیلم تبلیغاتی حسن روحانی برای دریافت اجازه پخش از تلویزیون حذف شده است. چندی پیش نحوه انتخاب مجری برای گفتگوی خبری رییس جمهور اختلاف میان صداوسیما و دولت را علنی کرد. در تبیین علل این اختلاف احتمالا عوامل متعددی را می‌توان برشمرد اما شاید رفع این اختلافات روش ساده تری داشته باشد و آنهم چیزی نیست جز حضور همه سلایق در این رسانه و امکان نقد منصفانه و مسئولانه همه نهاد‌ها و دستگاه‌ها از جمله خود صداوسیما. این سازمان هرچند رسانه‌ای انحصاری است اما نباید از نظر دور داشت که در عصر انفجار اطلاعات و انقلاب ارتباطات تاکید بیش از حد بر «دروازه بانی یک جانبه اخبار» موجب کاهش ضریب نفوذ رسانه و میزان تاثیر آن در میان مخاطبان شده و دایره عمل رقبا را که تعهدی به منافع ملی ایران ندارند وسعت می‌بخشد.

منتشر شده در شماره چهار سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.