آنچه خدا گفت؛ آنچه خلق کرد

میزگردی با حضور محسن آرمین و حمیدرضا جلایی‏پور درباره طرح امربه معروف و نهی از منکر

طرح امربه ‏معروف و نهی‏ ازمنکر از موضوعات بحث‏برانگیزی بود که طرح و تصویب آن در مجلس، بازتاب‏های مختلفی را در نزد فعالان اجتماعی، سیاسی و حقوقی کشور برانگیخت. با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، در این شماره با برگزاری میزگردی به تحلیل آن پرداخته‏ایم. دکتر محسن آرمین، پژوهشگر مسایل دینی و نماینده مجلس ششم، و دکتر حمیدرضا جلایی‏پور، استاد جامعه‏شناسی دانشگاه تهران، در این میزگرد جایگاه اصلی و اصیل امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در متون دینی و نیز جایگاه اجتماعی این موضوع را به بحث گذاشته‏اند.

به بهانه ماه محرم و عاشورا که برای اصلاح حکومت و برای امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر این قیام انجام شد و پیروی بحث‏هایی که این روزها در جامعه مطرح است؛ بفرمایید معنا و مرادی که از امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در ادبیات دینی ما در ابتدا وجود داشته چه بود و به نظر شما این روند در طول زمان دچار چه تغییر و تحولاتی شده و تا چه حد تحت تأثیر عوامل غیردینی قرار گرفته است؟
محسن آرمین: بی‏تردید امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر یکی از آموزه‏های خیلی صریح و شفاف دینی است. تأکید من از این جهت است که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر موضوع اجتهاد از متن نیست که از مجموعه آیات و روایات این آموزه را استنباط شود. بلکه صریح خود متن است و به قول آقایان«نص دینی» است. در قرآن آیات متعددی داریم که به طور صریح و مشخص به این آموزه اشاره دارد. شاید معروفترین آن‌ها در این خصوص آیات ۱۰۴ تا ۱۱۰ سوره آل‏عمران۱ باشد. البته آیاتی که طی آن ها از امر به معروف و نهی از منکر سخن رفته، متعدد است. گمان می‏‏‏کنم برای اینکه بدانیم امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر چه گستره‏ای را شامل می‏شود، کافی است که در آیات سوره آل‏عمران تأمل کنیم. تأمل در این آیات به‏روشنی نشان می‏دهد که موضوع امر به ‏معروف و نهی‏از منکر چیست و چه گستره‏ای دارد و اصلا هدف و فلسفه این آموزه‏ی دینی چیست؟ براساس روایات شأن نزول و نیز دلالت هایی که در خود این آیات و هم آیات قبل و زمینه و سیاق آن وجود دارد، مهم است. ظاهرا این آیات زمانی نازل شداند که اختلاف شدیدی در مدینه بوجود آمد. زیرا در این آیات به مسلمانان یادآور می شود که وضعیت سراسر اختلاف و تفرقه خود را در گذشته به خاطر آورید و از تکرار این تجربه تلخ بر حذر باشید. توضیح آن که قبل از هجرت پیغمبر به مدینه، اهالی اصلی مدینه دو قبیله اوس و خزرج بودند که مشرک بودند ولی در کنار اینها قبایل یهودی مانند بنی‏قریظه و بنی‏نظیر، بنی مصطلق و بنی قینقاع هم زندگی می‏کردند که مناسبات خاصی با هم داشتند. دو قبیله اوس و خزرج با هم رقابت و درگیری‏های خونین زیادی داشتند. آن قبایل یهود هم برای اینکه در معرض تهدید این دو قبیله قرار نگیرند، از اختلاف میان آنها استفاده می‏کردند هر از گاهی آنان را علیه یکدیگر تحریک می‌کردند تا این اختلاف همچنان باقی بماند تا مبادا این دو با هم متحد و علیه قبایل یهود وارد عمل شوند. با آمدن پیامبر به مدینه و عقد اخوت، اختلافات این دو قبیله از بین می‏رود و این دو به‏عنوان برادران دینی در کنار هم زندگی می‏کنند و آنطور که روایات و گزارش‏های تاریخی به ما می‏گوید، و متن آیات سوره آل عمران نشان می‌دهد، یهود مدینه که موقعیت خود را از دست رفته می‌بیند برای دامن زدن به اختلافات بین این دو قبیله دست به کار می‏شود و اختلافات بالا می‏گیرد. این دو قبیله به جنگ تحریک می‏شوند و دست به شمشیر برده و مدینه در آستانه جنگ داخلی قرار می‌گیرد. خبر به پیامبر می‏رسد و این آیات نازل می‏شود و به مسلمانان اوس و خزرج یادآور می‌شود یادتان بیاید که شما قبلا چه وضعیتی داشتید. کشت‏وکشتار می‏کردید اما به سبب نعمت خداوند شما با هم برادر شدید و توصیه می‏کند که قدر این نعمت را بدانید. آن گاه به آنان توصیه می‌کند که باید از شما گروهی باشند که به خوبی‌ها امر کنند و از بدی‌ها بازدارند.
بنابراین، این آیات در یک ظرف اجتماعی- سیاسی خاصی نازل شده است. تأکید من این است که با توجه به پس‏زمینه و شرایط نزول این آیات می‌توانیم درکی مقرون به حقیقت از آموزه امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر و گستره آن داشته باشیم. در واقع، با درک فضای نزول این آیات می‏توانیم بفهمیم امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر آموزه‏ای است که هدفش تحکیم همبستگی و وحدت اجتماعی و جلوگیری از تهدید کیان اجتماعی در برابر خطرها و آسیب‌هایی است که می‌تواند جامعه را به سمت فروپشی و اضمحلال ببرد. مخاطب این آموزه و توصیه نیز جامعه مسلمانان است. لذا امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر آموزه‏ای کاملا اجتماعی است و در کانون امر اجتماعی قرار دارد. مهم‌ترین عاملی که سبب نزول این آموزه شد اختلاف و تفرقه و از بین رفتن تضامن و همبستگی اجتماعی بوده است. از این‌جا می‌توانیم بفهمیم که مقصود از معروف و منکر در این آموزه چیست. حداقل مقصود از معروف و منکر بیش و پیش از احکام شرعی، همان امور نیک و بدی است که عقول متعارف جامعه درک می‌کنند. منظور من این نیست مسائل فردی و یا احکام فرعی شرعی به کلی خارج از حیطه امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما مسئله اصلی فراتر از مسائل شرعی فرعی، مسائل اجتماعی است و عواملی که می‏تواند کیان جامعه را در معرض تهدید قرار دهد و مانع از وحدت و اعتلای جامعه شود. آیات دیگری همین برداشت را تأیید می‏کند.
نتیجه دیگری که از این بحث می‏گیریم، آن است که خطاب این آموزه دینی مجموعه جامعه است. در این خطاب حکومت جایگاه و نقش خاصی ندارد. بلکه مخاطب اصلی خود جامعه است و همه بخش‏های جامعه را شامل می‏شود. این آیات در آن حادثه تفرقه اختلاف از زبان پیامبر که رئیس حکومت مدینه بود خطاب به مسلمانان نازل شد که چرا از بین شما به نهی از تفرقه و دعوت به وحدت اقدام نکردید و تلاش نکردید مانع این اختلاف شوید و همگی در کوره تفرقه و منازعه دمیدید؟ لذا تحدید یا تحویل آموزه امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر، به مثابه وظیفه حکومت ظاهرا با این آیات قرآن سازگار نیست.
شاید تعابیر امر و نهی در این آیات موجب شده که تصور شود این آموزه وظیفه حکومت است که از قدرت و اقتدار برخوردار است و در موضع امر و نهی نشسته است. به گمان من این نظر مردود است. زیرا امر به معنای طلب از موضع بالا که بر نوعی استعلا دلالت دارد در برابر خواهش یعنی طلب معنا از موضع پایین، معنای اصلی امر نیست. معنای اصلی و اوُلی امر، طلب است. و در معانی توصیه، رایزنی به کار می‌رود. واژه «مؤتمر» از ریشه امر که امروز در میان عرب رایج است به معنای کنگره و گردهمایی است که در آن به رایزنی می‌پردازند. «مؤامره» به معنای توطئه که از نظر ساختار لغوی بروزن مفاعله بوده و بر معنای کنش متقابل (امر و توصیه متقابل) دلالت دارد، واژه دیگری است که امروز در زبان عرب کاربرد دارد. در قرآن نیز ماده «امر» به معنای توصیه و نظر آمده است؛ آن‌جا که فرعون در باره موسی به درباریان خود می‌گوید یا بنا به تفسیری دیگر درباریان در تبلیغ علیه موسی به بنی اسرائیل می‌گویند «إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ» (اعراف: ۱۰۹-۱۱۰)(این جادوگری حرفه‌ای و کارکشته است و می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون ببرد و آواره کند در باره او چه نظری می‌دهید). چنان که پیداست در این آیه بنا بر هر دو تفسیر «تأمرین» به معنای «فرمان می‌دهید» نیست. بگذریم…
نکته مهم دیگر ، آراء تفسیری مفسران در باره برخی آیات ناظر به آموزه امر به معروف و نهی از منکر است. به عنوان مثال در سوره لقمان۲ می خوانیم که لقمان به فرزندش توصیه می‏کند نماز را به پا دار و امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر کن و در برابر سختی و ناملایماتی که به تو روی می‌آورد صبر داشته باش. برخی مفسران این پرسش را مطرح کرده‏اند که چه ارتباطی بین امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر و توصیه به صبر وجود دارد و چرا این دو آموزه کنار هم قرار گرفته است. چرا از میان تمامی سفارشات دینی در کنار امر به معروف و نهی از منکر به صبر توصیه شده است؟
کدام مفسران؟
آرمین: کم نیستند به عنوان مثال از قدما طبری و امام فخر رازی و از معاصران محمد بن عاشور به این نکته توجه داده‌اند. آن‌ها نتیجه گرفته‌اند که در این آیه منظور از صبر، صبر بر شداید و مشکلات ناشی از عمل به امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر است.
یعنی امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر هزینه دارد؟
آرمین: به عبارت بهتر، می‏توان گفت که اینطور نیست که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر توسط یک مرجع دارای قدرت اعمال شود؛ مخاطب آیات امر به معروف و نهی از منکر افراد جامعه هستند. طبیعی است افراد جامعه در موقعیت و جایگاه اعمال اقتدار نیستند. بنابراین می‏توانیم بگوییم منظور از صبر، صبر کردن در برابر کسانی است که ابزار قدرت و امکان اعمال قدرت دارند. یعنی از این آیات می‏توان اینطور فهمید که اتفاقا آن بخش از جامعه یا نظام سیاسی و کانون قدرت در جامعه بیش از سایر بخش‌های جامعه نیاز به امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر دارند و اینطور نیست که آمران به معروف و ناهیان از منکر دارای قدرت باشند؛ چرا که صاحب قدرت در امر به معروف و نهی از منکر در معرض شداید و مشکلات قرار نمی‏‏گیرد تا نیاز به توصیه به صبر داشته باشد. لذا می‌توان گفت که با اینکه امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر یک آموزه عمومی‏‏ است و مخاطبش همه بخش‏های جامعه است؛ و ناظر به انحرافات و مفاسدی است که در تمام بخش‌های جامعه می‌تواند پدید آید، اما بیش از همه این قدرت و حکومت است که به دلیل اهمیت و نقشی که می‏تواند در اعتلای جامعه و باور عمومی جهت انحطاط و اضمحلال داشته باشد، موضوع امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر است. به نظر من اگر از این منظر به امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر بنگریم، به مثابه یک وظیفه دینی موجب تقویت حس مسؤلیت اجتماعی، ضامن حق نقد و تضمین کننده وحدت و اعتلای همبستگی اجتماعی است.
جلایی‏پور: من از فرصت حضور دکتر آرمین استفاده می‏کنم. آقای دکتر بر اساس متن قرآن سه محور را مطرح کردند که یکی امربه‏معروف و نهی از منکر، صریح متن مقدس است و خطاب آن مجموعه جامعه ماست و یکی اینکه چرا با سختی همراه است. اما به این مطلب می‏توان از موضع فرهنگ دینی شیعی هم نگریست و نه صرفا متن. به‏هرحال، ما جزء مصرف‏کنندگان فرهنگ شیعی و نهادهایی مثل دسته‏ها، روضه‏ها و… بوده‏ایم. فرهنگ شیعی و آن‌چه در منابر ما نقل شده، گویای این است که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در برابر نهادهای قدرت بوده است. مثل قصه امام حسین(ع) که در برابر ظلم‏‏ بود. یکی از بحث‏هایی که درباره طرح امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر که اخیرا در مجلس مطرح شد وجود دارد، این است که در این طرح، اصلا از این موضوع بحث نمی‏‏ شود. در این ۲۴ماده از نقد قدرت و کسی که قدرت را در دست دارد، بحثی نشده است.
آرمین: به نکته خوبی اشاره کردید که در تأیید عرایض من بود. شما به قیام امام حسین(ع) اشاره داشتید. در باره فلسفه و اهداف این قیام همانطور که می‏دانیم نظرات متعددی مطرح است. یک نظر که سابقه آن به ابن‏طاووس می‌رسد این است که امام حسین(ع) مأمور به قیام و کشته شدن بود. خداوند می‌خواست ایشان کشته شود و شیعیان بر مظلومیت او بگریند. نظر دیگر از دکتر شریعتی است که از قیام کربلا برداشتی انقلابی و شهادت‌طلبانه داشت. شهید مطهری نیز تقریبا همین تحلیل را داشت. در دوره صفویه دیدگاه سید ابن طاووس تحت تأثیر تلقی مسیحیت از مصلوب شدن مسیح (ع) دستخوش تحول شد. بدین معنا که خون امام حسین(ع) ریخته شد تا عزاداری بر آن موجب رستگاری شود. به هر حال تحلیل‏های متعددی درباره این قیام وجود دارد. اما همه این تحلیل‌ها در یک چیز مشترک است و آن اهمیت امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در این قیام است.
به عبارت دیگر، مخاطب امام در امر به معروف و نهی از منکر، قدرت حاکم است؟
آرمین: ببینید! امام حسین(ع) درتمام مراحل قیام از مرحله مدینه حتی قبل از آن در دوره حیات معاویه، مرحله مکه و مرحله حرکت به سوی کوفه و کربلا پیوسته بر امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر تأکید می‌کند. یکسال قبل از مرگ معاویه، امام در منی خطبه‏ای می‏خواند که به خطبه منا معروف است. این خطبه بسیار تأمل‏برانگیز است. در منی، امام برای بزرگان و اصحاب که به حج آمده‏اند سخنرانی می‏کند و ضمن برشمردن فجایع و مظالم معاویه و امویان از اصحاب رسول خدا و بزرگان گله می‌کند که دعوت به حق و بازداشتن از باطل را فراموش کرده‌اند. در مرحله مدینه نیز امام قبل از ترک مدینه وصیتی را نزد برادرش محمد حنفیه می‏گذارد و در آن وصیت تصریح می‌فرماید: « انّما خرجتُ لطلب الاصلاح فی امّهِ جدّی ، اُرید اَن آمر بالمعروف و أنهی عنی المنکر». در مرحله کربلا باز برای یاران و لشکریان حُر صحبت می‏کند و بر امر به امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر تأکید می‏کند و این روشن می‏کند که مخاطبش و موضوعی که به دنبال آن است قدرت بنی‏امیه است نه نماز و روزه و حج مردم. در آن زمان انجام فرایض فردی و شعائر دینی در حدی بود که امروز ما باید به آن غبطه بخوریم. مسجد شام بزرگتر از مسجد الحرام بود و خلفا هم در بسط اعمال و ظواهر دینی کم نمی‌گذاشتند. در مراسم حج شرکت می‏کردند و نماز می‏خواندند؛ اما چیزی که امام حسین(ع) بدان معترض است ظلم و تعدی‌ و ستمگری‌ و جنایات معاویه و بنی امیه بود. اصولا فرهنگ شیعی دارای حساسیت‌ شدید ضد ستم است.
اگر به عاشورا نگاه کنیم، مسأله دیگری هم قابل تأمل است. به نظر می‏رسد در باب موضوع امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در مواجهه امام حسین با یزید دو نگاه وجود دارد. یکی در سطح رفتاری است. مثلا سگ‏بازی و میمون‏بازی و یا شراب‏خواری او را بدعت در دین و منکر می‏داند؛ و دیگری در سطح ساختاری به موضوع می‏نگرد. نفس اینکه معاویه یزید را برخلاف مفاد صلح با امام حسن، جانشینی خود می‏کند و در واقع، خلافت را به سلطنت تبدیل می‏کند؛ موضوع نقد است. در این زمینه نظر شما چیست؟ شاید تمایز این دو نگاه، همان موضعی بود که ابن‏زبیر می‏گیرد و در مجموعه مختارنامه هم در دیدار با مختار می‏گوید ما با دیانت یزید مشکل داریم؛ نه با سیاست او! یعنی، جریانی صرفا رفتارهای غیردینی یزید را مورد نقد قرار می‏داد. شما چه تحلیلی دراین‏باره دارید؟
آرمین: سوال خوبی است. اینکه من روی خطبه منی تأکید کردم به همین خاطر بود. آن خطبه یک سال قبل از مرگ معاویه ایراد شده است. یعنی هنوز معاویه خلیفه است. امام حسین(ع) در خطبه منا خیلی صریح قدرت را نقد می‏کند و علت مخالفت خود را با معاویه و بنی امیه به تفصیل بیان می‌کند. در سراسر آن خطبه بر پایمال شدن حقوق محرومان، بی عدالتی و ستم معاویه تأکید می‌کند. اینها چیزهایی است که مورد تأکید و حساسیت امام و موضوع امربه‏معروفی است که امام روی آن تأکید می‏کند. در برخی سخنان امام حسین به فساد و لاابالی‌گری یزید اشاره شده است. از جمله در مدینه خطاب به ولید بن عقبه فرماندار مدینه که از آن حضرت بیعت بایزید را طلب می‌کند، می‌فرماید وقتی اسلام به فاسدی مانند یزید مبتلا شود باید فاتحه آن را خواند «و علی الاسلام السلام». اما باید توجه داشت مسئله اصلی امام، ساختار قدرت خلافت بنی امیه و فساد نهادینه در خلافت اموی است. اگر آن فساد نهادینه و ساختاری نبود و اگر نظارت عمومی‏‏ بر امر قدرت وجود داشت که نوبت به یزید نمی‏‏‏رسید که خلیفه بشود.
آقای دکتر جلایی‏پور! الان در جامعه ما تا چه حد امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر برای نقد قدرت خریدار دارد. یعنی خود جامعه ما از موضع تعریف اصیل امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر چه وضعیتی دارد؟ به‏عبارتی، خود جامعه تا چه حد با اجرای این اصل دینی همراهی نشان می‏دهد؟
جلایی‏پور: اگر بخواهیم به این سوال دقیق‏تر جواب بدهیم، نیاز به شواهد و مستندات علمی‏‏ داریم؛ اما کمتر کار علمی‏‏ و شواهد تجربی و به روز داریم. یکی از اشکالات هشت سال اخیر آن بود که همه مراکز نظرسنجی متوقف شدند و اغلب محققان اجتماعی بدون مانیتور و بر اساس شواهدی که می‏بینند، کار می‏کنند. در نتیجه، استنباط آنها جدی و مستند نیست که در سایه دید تجربی و به‏روز باشد. البته شواهدی هست که می‏شود جواب این سوال را داد.
شاید بتوانیم از دید جامعه شناختی جنبش‏های اجتماعی این مسأله را بررسی کنیم….
جلایی‏پور: پاسخ سؤال شما به این مورد برمی‏‏‏گردد که ببینیم در جامعه ما چه اتفاقی افتاده؟ مجلس قبل از تصویب چنین طرح‏هایی باید با همکاری نهادهای مدنی کار کارشناسی انجام بدهد و ببیند که مشکلات جامعه ما چیست یا اصلا حساسیت‏های جامعه سالم چیست و جامعه ایران به چه چیزهایی حساسیت نشان می‏دهد؟ مثلا ببینیم که آیا جامعه به دروغ حساسیت نشان می‏دهد؟ به بحران اخلاق و اعتماد به همدیگر چه واکنشی دارد؟ ما باید ببینیم جوامع سالم به چه ارزش‏هایی توجه نشان می‏دهند. مثلا در کشورهای اسکاندیناوی همه مردم مالیات می‏دهند و اگر کسی خلاف این را انجام دهد، کار غیرطبیعی کرده است، اما در جامعه ما کسی که دروغ بگوید و از زیر بار پرداخت مالیات فرار کند، به او به چشم فردی باهوش و زرنگ نگاه می‏شود، چون در اینجا مالیات دادن ارزشی ندارد. من فکر می‏کنم طرح اخیر مجلس اصلا معطوف به نیازهای اجتماعی ما نیست، بلکه اختلال را بیشتر می‏کند. واقعا اگر قرائنی می‏‏داشتیم راحت‏تر می‏شد سؤال شما را پاسخ داد، مسأله دوم این است که چرا اکنون این بحث‏ها مطرح می‏شود. مگر در جامعه سیاسی ایران چه خبر شده که این بحث‏ها مطرح می‏شود؟ در جلسه استانداران سابق که آقای ناطق‏نوری هم حضور داشتند، حرف ایشان همین بود. ایشان به‏عنوان یک اصولگرا و کسی که مدتی رییس مجلس این نظام بوده، این را می‏گوید که مگر چه حساسیتی در جامعه ایجاد شده؟ همین الآن مسایلی در جامعه وجود دارد که ایران را به خطر انداخته است. بسیاری روستاها حتی در ۷ کیلومتری اصفهان از بی‏آبی در حال تخلیه کامل هستند. با فساد ساختاری و فساد اخلاقی و رانت مواجه هستیم. آیا این طرح پیگیر این مسائل هست؟ در همین مجلس چه جریانی دنبال این کار است. تا انجا که من فهمیدم تندرو‏ها هستند. طراحان طرح می‏خواهند این پیام را به کسانی که بدحجاب هستند، بدهند که ما کاری می‏کنیم که از این پس مواظب باشند و اگر با کسانی که می‏گویند آمر به معروف هستند، برخورد کنند، هزینه آن تا کجاست. عملا دست بخش‏هایی از مردم را با کمترین هزینه بر روی بخش دیگر باز می‏‏گذارند تا با آنها برخورد کنند. سؤال جامعه سیاسی ایران این است که چه اتفاقی افتاده که الآن این طرح در مجلس بررسی می‏‏شود؟ اگر امروز رقیب اصلی آقای روحانی رئیس‏جمهور بود، باز همین طرح‏ها اجرا می‏شد؟ به نظر می‏رسد اینها نگران هستند که مبادا فضایی مثل سال ۷۶ و دوره اصلاحات در کشور ایجاد شود. نکته بعدی این است که تندروهایی که دنبال این طرح‏ها هستند، به این نتیجه رسیده‏اند که دستاوردهای اخلاقی و دینی انقلاب و نظام دیگر مسأله آنها نیست. مهمترین مسأله آنها بعد هویتی است. می‏بینند با بحران هویتی مواجه هستند، لذا من فکر می‏کنم اینها بدحجابی را نماد شکست نظام می‏دانند و برای مواجهه با این قضیه به تفکر انقلابی روی آورده‏اند. یعنی می‏گویند ما با حقیقتی روبرو هستیم و باید اجرا کنیم و کاری به واقعیت نداریم. یعنی به حقایقی رسیده‏ایم و باید این حقایق که جز واقعیات اجتماعی است را پیگیری کنیم و برای آن پشتوانه قانونی و نهادی هم پیدا کنیم. یعنی باید وارد حوزه عمومی‏‏ بشوند. خوبست در صداوسیما بحث شود که مظاهر و شاخص‏های انقلاب اسلامی‏‏ و نظام سیاسی مدنظر اینها چیست. یعنی مسأله انقلاب که بازگرداندن اخلاقیات و … بود، ظاهرا برای این‌ها مهم نیست. بلکه، صرفا بعد هویتی را مطرح کنند و حجاب و امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر هم ابزار این ابراز هویت است.
آرمین: در واقع، یک نگاه ایدئولوژیکی دارند. منظور این است که ارزش‏های خاصی مورد نظرشان است و این طرح در جهت تقویت این ارزش‏ها سازماندهی شده، اما ارزش‏هایی که به لحاظ ایدئولوژیک خارج از حوزه نگاه تهیه‏کنندگان این طرح است، از حیطه و سیطره طرح خارج است. مثلا فرض کنید مسأله رانتخواری، فساد مالی و… نه تنها در این طرح مورد توجه نیست، بلکه وضعیت برعکس است. یعنی، اگر یک روزنامه‏ای بیش از حد مجاز به این مسایل بپردازد، نه تنها حمایتی نخواهد شد، بلکه برعکس در معرض بازخواست هم قرار خواهد گرفت. اما مثلا در بحث‏هایی از قبیل اشرافیت و حجاب چون در ایدئولوژی این جریان می‏گنجد، مورد حمایت است و در این طرح هم به آن توجه شده است. در نتیجه، کسانی که در جهت تقویت این ارزش‏ها اقدام کنند، در این طرح سیاست‏های حمایتی از آنها دیده می‏شود و کاملا مورد حمایت قرار می‏گیرند.
جلایی‏پور: نکته دیگری که از این طرح متوجه می‏شویم این است که اینها به‏شدت از توان سازمانی حکومت برای حل‏وفصل موضوع ایدئولوژی استفاده می‏کنند. در واقع، قانونی می‏گذارند که بخشی از مردم را با بخشی دیگر – و حتی بخشی از حکومت را با بخشی دیگر- رودررو کنند. نکته بعدی این است که به نظر می‏رسد به‏رغم تأسیس ده‏ها شبکه تلویزیونی و هزینه‏های میلیاردی در شبکه‏های مجازی و اجتماعی متوجه شده‏اند که از راه اقناع نتوانسته‏اند امربه‏معروف را در جامعه عملی کنند، برای همین می‏خواهند قانونی به تصویب برسانند که نهادی تشکیل شود و از بخشی از امکانات جامعه، علیه بخش دیگر جامعه استفاده کند. این مسأله را ما الآن در مورد سیاست‏های جمعیتی هم می‏بینیم. درباره افزایش جمعیت همه متوجه هستند که هرم جمعیتی ایران بالا می‏رود و با توجه به بعد استراتژیک بحث جمعیت، اهمیت ویژه دارد. اما نگاه کنید که اینها برای تحقق این سیاست‏های راهبردی چگونه وارد تبلیغ شده‏اند؟ اصلا توجهی ندارند که نیاز کشور به جمعیت، جمعیت باکیفیت است. یعنی باید طبقه متوسط آماده شوند که سه یا چهار بچه بیاورند. اما الآن طبقه متوسط آماده بچه‏دار شدن نیست. اما اینها تنها کاری که کردند، این بود که خانه‏های بهداشت و وسایل پیشگیری را جمع کردند. در نتیجه، به جای طبقه متوسط، بخش دیگر جامعه که حتی توان مالی برای تهیه امکانات اولیه خود ندارد، ترغیب می‏شود که چند بچه بیاورند. نتیجه چه می‏شود؟ فرزندانی که به دنیا می‏آیند، دو دسته می‏شوند: یا به دلیل ضعف اقتصادی، تربیتی و فرهنگی مستعد جرم و جنایت هستند و یا اینکه باید در قالب نهادهای امنیتی و انتظامی و گشت ارشاد استخدام شوند تا گروه اول را کنترل کنند! این طرح امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر هم که مبتنی بر یک متن قرآن است، را هم می‏ببینید که چگونه تبلیغ می‏کنند.
آقای دکتر! از زاویه‏ای دیگر هم، این طرح نوعی اعتراف است. اگر خاطرتان باشد ۳-۴ ماه قبل از مطرح شدن این طرح، تجمعی در جلوی وزارت کشور علیه بدحجابی برگزار شد. تصاویری که از این تجمع منتشر شد نشان داد که خیلی کم‏شمار بودند. به نظر می‏رسد این طرح نوعی اعتراف است به کاهش پایگاه اجتماعی این جریان هویت‏گرایی و تظاهر‏گرایی دینی و می‏خواهند از طریق این طرح و کاهش هزینه احتمالی این اقدامات، تا حدی این افول پایگاه اجتماعی را جبران کنند. نظر شما در این مورد چیست؟
جلایی‏پور: من نسبت به نظر شما قضیه را غلیظ تر می‏‏بینم. وقتی صفحه حوادث را بخوانید و مرور کنید خیلی‏ها خواستند امربه‏معروف کنند و بعضی وقت‏ها این امربه‏معروف‏ها از دست در رفته و با مردم روبرو شده‏اند. در این فضای عاطفی، مردم هم واکنش نشان داد‏ه‏اند و عملا برابر مردم عادی قرار گرفته‏اند. لذا هدف این طرح این است که می‏خواهند بگویند مردم دیگر این کار و این واکنش شما هزینه بالایی دارد و آنهایی که آن اقدامات را می‏خواهند انجام دهند، می‏گویند نگران نباشید ما از شما حمایت می‏کنیم. یا واژه‏های مقدس دینی درباره اینها به کار می‏برند. در حالیکه جا داشت طراحان طرح، تجربه این ۲۰-۳۰ سال را مطالعه می‏کردند و به اطلاع عموم می‏رساندند که این برخوردهای چکشی چه دستاوردی داشته است؟ چیزی که واقعا جایش خالی است این است که من در صدا و سیما برنامه‏ای که مباحث مجلس درباره این طرح را بررسی کند و اثرات سوء و عمیق اینها را به مردم نشان دهد، ندیدم. مردم ما حتی بی‏حجاب ترینشان خیلی ناموس‏پرست هستند و اگر یکبار در خیابان زن و دخترشان را خطاب قرار دهید و یا آنها را به ستاد امربه‏معروف ببرید، عکس‏العمل نشان می‏دهند و این تجربه‏ها هرگز فراموش نمی‏‏‏شود. ۸ سال از طرح گشت ارشاد گذشت و آن را اجرا کردند باید الان این کار را بررسی کرد و دید که چه اتفاقی افتاده است. نه از منظر دینی بلکه از منظر ثبات اجتماعی و امنیتی ملی. این طرح‏ها از منظر همبستگی اجتماعی جامعه را تهی می‏کند.
آقای آرمین! یک بحثی که اشاره کردید به جایگاه امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در متن دینی و صدر اسلام بین خاندان پیامبر برمی‏گشت. بعد از مقطع صدر اسلام چه روندی طی می‏شود و جامعه دچار چه تحولاتی شد که امروز در ایران و برخی دیگر از کشورهای منطقه، شاهد این نوع دریافت و برداشت از بحث امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر هستیم؟
آرمین: همانطور که اشاره شد؛ امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در کانون امر اجتماعی است و سه چیز را هدف خود قر ار می‏دهد.
اول تقویت همبستگی و تضامن اجتماعی، تقویت مسؤلیت اجتماعی و در نهایت نقد قدرت. چنین امری لزوما در عرصه عمومی‏‏ مطرح است. اتفاقی که در تاریخ اسلام افتاده، این است این اصلِ بسیار مهم موضوع تحریف‌های متعدد واقع شده است. اولین انحراف مربوط به زمان بنی امیه است. مشکل اصلی بنی امیه به تعبیر امروزی بحران مشروعیت بود. تا قبل از آن یک سنت سیاسی وجود داشت. از رحلت پیامبر(ص) به این سو هیچ‌یک از خلفا به زور شمشیر بر کرسی خلافت ننشسته بودند. دو خلیفه نخست از طریق شورا و تعیین به خلافت رسیده بودند. حضرت علی(ع) نیز فراتر از شورا با اقبال و رجوع توده‌های مردم به خلافت رسیده بود، اما در سنت سیاسی خلافت اسلامی بی‌سابقه بود که کسی با زور شمشیر به قدرت برسد ولی معاویه این‌گونه به قدرت رسید. لذا اصلی‏ترین مسأله معاویه و خلافت اموی مسأله بحران مشروعیت است، هم در معنای دینی و هم در معنای سیاسی آن. بنی‏امیه باید بحران مشروعیت خود را حل می‏کرد. یکی از تدابیری که اندیشیده شد این بود که خلیفه بشود شمشیر اسلام، برپاکننده جهاد و فاتح سرزمین‌های کفر و مسلمان کردن کفار. معاویه خیلی بر مساله جهاد تأکید داشت. چون به بهانه جهاد و جنگ با دشمن می‌توانست صدای مخالفان در داخل را خفه کند. از همین زمان هم می‏بینیم که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در روایات دینی بعد از نسل صحابه به جهاد تحویل می‏شود. آیات درباره امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در تفاسیر اینان همه به جهاد تفسیر می‏شوند. امربه‏معروف دیگر حکمی اجتماعی نبود بلکه دعوت کافران به اسلام از طریق جهاد بود و نهی‏ازمنکر هم نفی شرک و مقابله با شرک و کفر از طریق جهاد بود .در عوض تلاش می‏شود با ساختن روایات و تفسیرهایی از آیات قرآن، امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر معطوف بشود به مسأله جهاد مثلا در این زمینه از ابوهریره که ید طولایی در روایت‏سازی دارد، نقل است که در تفسیر آیه ۱۱۰ سوره آل عمران(۳)می‏گوید مقصود کسانی هستند که مردان را به زنجیر کشیده ، از کفر و شرک خارج و به اسلام وارد کنند. یا از حسن بصری و یا از قتاده و دیگران… این روایات نقل شده که امر به معروف یعنی جهاد.
این تفسیر نزدیک به تفسیر فرقانی است.
آرمین: اینقدر این تحریف پررنگ است که طبری با لحن اعتراضی در تفسیرش می‏‏‏گوید که چرا امربه‏معروف را محدود می‏کنید به مسأله جهاد؟ امربه‏معروف عام است و شامل همه موارد می‏‏‏شود و اختصاص به جهاد ندارد.
معاویه مشکل دیگری هم داشت که موجب انحراف دوم می‌شد و آن وجود مخالفان و معترضان ناراضی بود. آموزه امر به معروف و نهی از منکر در فاصله یک نسل بعد از پیغمبر و با وجود صحابه رسول خدا به این سادگی‌ها حداقل در تمامی سطوح جامعه قابل فراموشی نبود و همچنان وظیفه دینی قلمداد می‌شد و به اعتراض و انتقاد مشروعیت می‌بخشید. معاویه و بنی امیه کوشیدند تا حساسیت و توجه جامعه به این آموزه مهم تقلیل پیدا کند و این دستور دینی به آموزه‌ای حاشیه‌ای و بی اهمیت تبدیل شود . اسلام‏‎شناس آمریکایی، آقای مایکل کوک، کتابی به نام امربه معروف و نهی‏ازمنکر دارد که چندین سال پیش آستان قدس رضوی آن را چاپ کرد. این کتاب مفصل‏ترین تحقیقی است که تا به حال درباره امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر انجام شده و تا کنون هیچ مسلمانی درباره این دستور دینی تحقیقی به این جامعیت و گستردگی انجام نداده است. او به کشورهای متعدد اسلامی‏‏ سفر کرده و آرای فقهی مذاهب متعدد را درباره این آموزه دینی بررسی کرده است. در مقدمه این کتاب مایکل کوک می‏‏‏گوید تمام روایاتی که به موجب آن امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر دستوری بی اهمیت تصویر می‌شود،‏‏ ریشه شامی دارد یعنی در شام ساخته و پرداخته شده است.
تحریف و انحراف سوم این بود که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در واقع هم در موضوع و هم در گستره آن و هم از حیث مخاطب دستخوش تغییر شد. یعنی دیگر حکومت و قدرت موضوع امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر نیست، بلکه حکومت مخاطب دستور دینی و آمر به معروف و ناهی از منکر و جامعه موضوع امربه‏معروف است. بر اساس همین تلقی در تاریخ تمدن اسلامی نهاد «حسبه» شکل می‏‏‏گیرد و کار نهاد حسبه واداشتن مردم به معروف و نهی آن‌ها از منکر می‌شود یعنی این جامعه است که همواره در معرض فساد و انحراف است و حکومت از این خطر مصون و مبراست.
آقای دکتر! شاید این ذاتی حکومت دینی باشد. حکومت دینی می‏تواند بگوید که ما می‏خواهیم احکام دین را اجرا کنیم و یکی از مهمترین احکام و اصول هم، همین امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر است….
آرمین: صرفنظر از این که آیا وظیفه ذاتی حکومت دینی اجرای حدود و احکام است یعنی فلسفه اقامه حکم، اجرای حدود است یا خیر، چنان که عرض شد مطابق آیات قرآن جامعه مخاطب دستور امر به معروف و نهی از منکر است. همچنین مهمترین حساسیت دین در عرصه اجتماع بسط عدالت و ضدیت با ظلم است. اگر حکومت دینی مخاطب دستوری دینی باشد اقامه عدالت و نفی ظلم است. به هر حال ساختارهای حکومتی که به‏عنوان حکومت دینی بعد از خلفای راشدین شکل گرفت، دارای ساختار اقتدارگرا بود. طبعا، درک این ساختار از آموزه دینی مثل امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر نیز درکی اقتدارگرایانه می‏شود و طبعاً نمی‌‌تواند بپذیرد خودش موضوع امربه معروف و نهی‏ازمنکر قرار گیرد. در حالیکه اگر قدرت سیاسی ساختار دموکراتیکی می‌داشت و اصالت‌های دوران پیامبر و یا دوران نزدیک به حیات پیامبر را حفظ می‌کرد و امر به معروف و نهی از منکر دچار آن تحریف‌ها و انحراف‌ها نمی‌شد، اندیشه سیاسی دینی بسیار متفاوت با چیزی می‌شد که امروز هست. می‌خواهم عرض کنم این تلقی انحرافی از امر به معروف و نهی از منکر که شما در پرسش خود مطرح کردید، لزوما ارتباطی با وجه دینی بودن حکومت ندارد. بلکه مربوط به ویژگی اقتدارگرا بودن قدرت است و به این مساله مربوط است که قدرت تا چه حد اقتدارگراست. خلفای بنی‏عباس خیلی هم ملتزم به شریعت و آیین دینی نبودند. در خود قصر خلیفه انواع مناهی رواج داشت اما نهاد حسبه تشکیل می‏‏‏شد برای اینکه در جامعه انحراف نشود! گویی فقط جامعه است که می‏‏‏تواند منحرف شود، اما قدرت ممکن نیست منحرف بشود!
انحراف دیگری که آموزه امر به معروف و نهی از منکر بدان گرفتار شد، دخالت زور، خشونت در این آموزه است که ریشه تاریخی دارد. اولین جریانی که در نهی‏ازمنکر عامل خشونت را وارد کرد، خوارج بودند. خوارج معتقد بودند که امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر هیچ شرایطی ندارد و باید با اعمال قدرت و زور جلوی منکر را گرفت. آن‌ها مرتکب منکر را مستحق مرگ می‌دانستند آنان مخالفت با عقاید خود را منکر و مخالفان عقاید خود را مهدور الدم می‌دانستند.
بالاخره، انحراف دیگر تقلیل امربه‏معروف از امر اجتماعی به حوزه فردی است. در این نگاه، انحرافات اجتماعی مثل ارتشاء و رانت خوار ی و فساد مالی و یا مسائلی مانند محیط زیست، و. غیره به حاشیه می‌رود . متأسفانه باید گفت این انحراف به نوعی در فرهنگ ما نهادینه شده است. یعنی حساسیت ما نسبت به انحرافات اجتماعی بسیار اندک است آن اندازه که خطاها و انحرافات فردی، ما را برافروخته می‌کند مسائلی مانند رانت خواری و ارتشاء حساسیت ما را برنمی‌انگیزد. متأسفانه مسائل اجتماعی که باید برای یک جامعه مهم باشد، در فرهنگ عمومی‏‏ جامعه ما مهم نیست. علت این است که در نگاه ما آموزه امربه معروف و نهی‏ازمنکر محدود به حوزه فردی، و به عبارت بهتر مسایل فردی شرعی است. در حالیکه معروف و منکر محدود به مسائل حوزه شرع نیست. معروف یعنی آنچه که خوب است و عقل متعارف جامعه آن را خوب می‏‏‏داند و منکر یعنی آنچه که بد و زشت است و عقل متعارف جامعه آن را بد می‏‏‏‌داند. مسائل فرعی شرعی در جامعه مسلمانان بخشی کوچک از این حوزه را شامل می‌شود.
در این تحریف‏هایی که برشمردید به نظر می‏‏‏رسد تحریف امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر ابتدا در سطح شکل و روش بوده و به‏تدریج محتوایی شده است تا به سطحی که این اصل اجتماعی به مقوله‏ای فردی و موارد خاص تقلیل پیدا کرده است. پرسش اینجاست که آیا در ادبیات دینی اصولا شکل و روش خاصی برای اجرای این اصل مشخص شده بود که در آن روش انحرافی صورت گرفته و یا از اصل متن، این روش‏ها استنباط شد؟
آرمین: در متن دینی خیر. چون متن دینی ما یعنی قرآن به‏عنوان کتاب دین جاودانی کمتر به شکل توجه دارد و بیشتر به محتوا توجه می‏‏‏کند. شکل متناسب با سطح توسعه‏یافتگی سیاسی و اجتماعی تاریخی هر جامعه‏ای می‏‏‏تواند تغییر کند. طبیعی است که متن چنین دینی بیشتر به محتوا توجه داشته باشد. درعین‏حال، ما توصیه‏هایی را در وجوه دینی داریم. مثلا فرض کنید «کونوا دعاه الناس بغیرالسنتکم» (مردم را با روشی غیر از زبان پند و اندرز دهید). یعنی الگوسازی کنید و معروف را با رفتار خود ترویج دهید. البته در اندیشه فکری ما روابط و ضوابطی را مطرح کرده‏اند. فقه ما جنبه فردی دارد. ضوابط هم در همین محدوده تعریف شده است به عنوان مثال فقیهان ما روشن ساخته‌اند امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر چه زمانی شرایط وجوب ادامه پیدا می‏‏‏کند. می‏دانید که شرط وجوب با شرط واجب فرق می‌کند. مثلا نماز وقتش هم نرسد واجب است. منتهی شرط خواندن نماز این است که اذان گفته شود و وارد وقت نماز بشویم. اما حج نه، تا موقعی که شما مستطیع نشدید واجب نیست. این همان شرط واجب است. فقیهان ما شرایط وجوب امربه معروف را چنین معرفی کرده‌اند که احتمال تأثیر داده شود…
جلایی‏پور: این در فرهنگ شیعه هم بسیار مهم است.
آرمین: بله همینطور است. دوم اینکه باید آگاهی از موضوعی که می‏‏‏خواهید درباره آن امر و نهی کنید، داشته باشید. سوم اینکه خود عامل به آن باشی، اگر عامل به معروف نباشی، حق امر به آن را نداری و مهمتر از همه اینکه این امر به معروف و نهی‏ازمنکر، به منکر بزرگتری منجر نشود. شما می‏‏‏خواهید امربه‏معروف کنید که طرف حجابش را درست کند اما طوری امر به معروف می‌کنید که او اساساً از دین متنفر می‌شود که منکر بزرگتری است. در فقدان این شرایط یا امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست بلکه به ویژه در شرط اخیر امر به معروف و نهی از منکر نه تنها واجب نیست که حرام است. مرحوم مطهری یک سخنرانی دارد که در سال ۱۳۳۹ ایراد کرده است به نام امر به معروف و نهی از منکر. این سخنرانی در کتاب ده گفتار ایشان چاپ شده است. به رغم این‌که این سخنرانی مربوط به نیم قرن پیش است اما مطالبی که در آن‌جا مرحوم مطهری مطرح کرده، دقیقا مسائلی است که امروز بدان مبتلا هستیم. ایشان به وضعیتی نقد دارد که امروز به آن دچاریم گویی ایشان امروز این سخنان را ایراد کرده است. درباره همین طرح امر به معروف ونهی از منکر که در مجلس مطرح است اگر یک نقد جدی بخواهید مطرح کنید، همین سخنرانی شهید مطهری کفایت می‏‏‏کند. ایشان برخوردهای خشونت‏‏آمیز و موهن به بهانه امر به معروف و نهی از منکر را نقد می‏‏‏کند و با اشاره به فضاحت‏هایی که تحت عنوان امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر بوجود آمده می‌گوید اگر امر به معروف و نهی‏ازمنکر (به تعبیر ایشان) این است، بهتر است که اصلا نباشد. همان بهتر که فراموش بشود و اصلا مطرح نباشد و بعد ایشان در باره روش‌ها و اشکال بهینه امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر بحث می‌کند. با چه روش یا روش‌هایی می‏‏‏توان امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر را متناسب با شرایط امروز عملی کرد. ایشان تأکید زیادی دارد مبنی بر اینکه امروز امربه‏معروف و نهی از منکر جنبه فردی نمی‏‏‏تواند داشته باشد. بلکه باید شکل نهادین داشته باشد. براساس یکی از روایات دینی ما، امر به معروف سه مرحله یا مرتبه دارد مرحله انکار به قلب، مرحله زبان و مرحله ید. مطهری می‏‏‏گوید در هر سه بخش این روایت بدفهمی‏‏ صورت گرفته است. در مورد قلب اینطوری فهمیدیم که اگر کسی را دیدید که کاری بد انجام دهد، باید در دلتان به او بد بگویید. از زبان، این را فهمیدیم که حتما با او تندی کنیم و از ید اینطور فهمیدیم که باید علیه او خشونت و زور به کار ببریم. ایشان می‏گویند هر سه این برداشت‌ها خطاست. آنچه در این روایت تأکید شده یعنی از ید تعبیر عمل می‏شود، یعنی باید با الگوسازی و با عمل اجتماعی در قالب نهاد اجتماعی معروف را تبلیغ و ‏ازمنکر نهی کنید. لذا اینکه شما سوال کردید که شکل‏های امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر در اندیشه دینی ما از گذشته تا دوره معاصر چه بوده است، می‏‏‏توانیم نشانه‏هایی سراغ بگیریم که بتواند از این آموزه دینی به ما یک الگوی روشن را متناسب با دوره جدید، ارائه بدهد. خانم وهبه رئوف یک کتابی دارد تحت عنوان «مشارکت سیاسی زنان» که من آن را ترجمه کرده‏ام. ایشان در این کتاب به نکته خوبی اشاره دارد. ایشان می‌گوید قدرت در گذشته ماهیت فردی داشته و در دوره مدرن دولت یک ماهیت نهادی پیدا کرده است. یعنی دولت نهاد است و از طریق نهادهای در اختیار اعمال اقتدار کرده و ایدئولوژی خود را بازتولید می‌کند . اصلاح خطاها و انحرافات چنین نهاد قدرتمندی با امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر به صورت فردی ممکن نیست. در مقابل نهاد دولت امر به معروف و نهی از منکر نیز باید نهادی باشد. مرحوم مطهری هم همین نظر را دارد. به عقیده او فعالیت در نهاد‌های اجتماعی از نهادهای مدنی و سازمان‌های غیر دولتی( ان جی‌او ها) گرفته تا تشکل‌های صنفی و سیاسی مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر در دنیای امروز است. مرحوم آیت الله العظمی منتظری نیز چنان که می‌دانید طی فتوایی صراحتا فعالیت مطبوعاتی و حزبی را از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر در دنیای جدیداعلام کرده‌اند.
شاید طراحان این طرح مدعی باشند که می‏‏‏خواهیم طرح را نهادینه کنیم.
جلایی‏پور: از طریق نهادهای زیرمجموعه دولت مثل آموزش و پرورش این کار انجام شود.
آرمین: قبلا در این باره صحبت کردیم که نهادهایی مانند نهاد حسبه سازوکارهای شایسته‌ای برای عملی کردن امر به معروف و نهی از منکر نیست.
آقای دکتر جلایی‏پور! در قسمت اولیه صحبت‏های دکتر آرمین که به آیات سوره آل عمران خطاب به قبایل اوس و خزرج بود؛ شما این تعبیر را داشتید که هدف از امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر همبستگی اجتماعی است؛ اما در مقابل، طرح فعلی مجلس را حتی از دید امنیتی و ثبات سیاسی نادرست و باعث تقابل گروه‏های مختلف اجتماعی دانستید. پرسش قابل طرح این است که آیا طراحان این طرح متوجه تبعات سیاسی و امنیتی این طرح نیستند؟ و یا آنکه تحلیل دیگری می‏توان داشت و آن اینکه بعد از هشت سال، باز دیدند که آن چیزی که می‏خواستند بدست نیاوردند و حال برای تحقق اهداف خود به‏نوعی می‏خواهند ساختار را برهم بزنند. به‏عبارتی، انگیزه تصویب این طرح چیست؟
جلایی‏پور: برخی کسانی که طرح را آماده کردند نیامده‏اند بحث اساسی کنند که در جامعه ما چه مشکلاتی وجود دارد و چرا در هر دوره‏ای که یک مقدار فضا باز می‏‏‎شود، اینها با یک اعتراض جمعی روبرو می‏‏‏شوند. متأسفانه کسانی که طراحی این نوع لوایح و طرح‏ها را انجام می‏دهند، مسأله را امنیتی می‏بینند. اینها توجه نمی‏‏‏کنند که چه کار کرده‏اند که جامعه ما تقسیم شده به دو بخش. یک بخش جامعه کوچک سواره که تمام امکانات و اختیارات در آن است و همین قانون هم هوای آن بخش را دارد و یک بخش وسیع (جامعه محذوف). آنها به جای اینکه جامعه را از این وضعیت دوقطبی بیرون بیاورند تا در هرم جامعه یک رابطه ارگانیک باز و نهادی و سامان‏یافته با بالا و یک رفت‏وبرگشتی پیدا شود؛ روی مکانیزم‏های کنترل کار می‏‏‏کنند. این طرح قرار است نیرویی را برای کنترل آزاد کند. شما می‏‏‏گویید این طرح به ثبات سیاسی آسیب می‏‏‏زند، من هم اشاره کردم که در این طرح پتانسیلی هست که بخش‏هایی از جامعه را در برابر بخش‏های دیگر جامعه قرار دهد؛ اما درعین‏حال، معتقدم جامعه ایران خیلی پخته عمل می‏‏‏کند. این قانون را مثل خیلی از قوانین دیگر مسکوت می‏‏‏گذارد و کار خود را می‏‏کند. وضعیت این قانون در صورت تصویب شدن از قانون ماهواره بدتر خواهد شد.
چطور این پیش‏بینی را دارید؟
جلایی‏پور: مسأله روشن است.اما چرا گشت ارشاد موفق نیست؟ این بخش سازمان‏یافته و منضبط و آموزش‏دیده چرا ناکام مانده است. آن وقت شما می‏‏‏خواهید بخشی از جامعه را مجری این طرح کنید که سازمان‏یافته و آموزش‏دیده نیستند. اما درعین‏حال، این واقعیت را نباید نادیده گرفت که جامعه ما در بخش‏های مختلف دچار دوپارگی است و این برخوردها این بخش‎ها را فعال می‏‏‏کند و موضوع تصفیه‏حساب پیش می‏‏‏آید.
پی نوشت‏ها:

  1. آل عمران، ۱۰۳: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ/ آل عمران، ۱۰۴: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
  2. سوره لقمان، ۱۷: یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاهَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ.
    ۳.کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ

منتشر شده در شماره چهار سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.