امیدوارم رابطه ایران و آمریکا متعارف شود

گفت‏وگو با ناصر هادیان درباره چشم انداز تحولات خارجی در سال ۹۴

رویکرد تعاملی و سیاست تعامل، گفت و گو و توافق با کشورها به خصوص در موضوع پرونده هسته‎ای ایران و همچنین طرح گفتمان جهان عاری از خشونت و افراط گری، احتمالا موجب تغییر نگاه کشورهای غربی به خصوص آمریکا در قبال ایران می‌شود. آمریکا پس از انتخابات ایران و تلاش دستگاه دیپلماسی ایران برای حل پرونده هسته‎ای با رویکرد مذاکره برای نتیجه (نتیجه برد- برد) سعی کرد استراتژی احتمالا تعاملی خود را هرچند به صورت گزینشی درپیش بگیرد. استمرار گفت‎وگوهای وزاری خارجه آمریکا و ایران حول محور پرونده هسته‎ای، تماس تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا بیانگر رویکرد جدید و فصلی تازه از روابط دو کشور به حساب می‎آمد. دکتر ناصر‎ها‎دیان فر استاد دانشگاه و متخصص در حوزه آمریکا، گرچه رویکرد دستگاه سیاست خارجی در قبال آمریکا را منطقی می‎داند اما بر این عقیده است که تا پایان دوره ریاست جمهوری روحانی دو کشور به سطحی از روابط رسمی و دیپلماتیک نخواهند رسید. با این حال امیدوار است حداقل دو کشور با حل پرونده هسته‎ای به سطحی از روابط متعارف و مدیریت شده، دست یابند.

برخی تماس تلفنی روسای جمهوری ایران و آمریکا را فصل جدیدی از روابط ایران و آمریکا قلمداد می‎کنند. شما آن را چگونه تفسیر می‎کنید؟
این موضوع بستگی به این دارد که منظور از رابطه چیست. همواره رابطه بوده است. اگر منظور رابطه دیپلماتیک رسمی است، بله تا کنون در این سطح گفت‎وگویی صورت نگرفته بود. این نیز بخشی از رابطه است. در حال حاضر هنوز سفارت خانه‎ها‎ در دو کشور بازگشایی نشده است. اما مرحله مهمی بوده که مقامات رسمی دو کشور به صورت مستقیم با یکدیگر صحبت کردند و در عین حال وزرای خارجه دو کشور نیز با هم صحبت می‎کنند و قدم می‎زنند. این امر بیانگر این است که کمی از یخ روابط دو کشور آب شده است. اما نباید ساده‎انگاری کنیم. باید با دید واقع بینانه به مساله نگاه کرد. سیاست آمریکا در قبال ایران، سیاست مهار+ تعامل گزینشی است. سیاست مهار نیز بر چهار استراتژی استوار است. استراتژی اول گفتمانی بوده که بر اساس آن به صورت موفق توانسته ایران را امنیتی‎سازی‎ کند. این استراتژی به صورت موفق در دوران آقای احمدی نژاد انجام شد و هزینه‎ها‎ی زیادی بر روابط ایران با دیگر کشورها تحمیل کرد. پس از اجرای موفق استراتژی امنیتی‎سازی‎، توانست تحریم‎ها‎ی گسترده‎ای را علیه ایران سازمان دهی کند. گرچه از ابتدای انقلاب تا کنون تحریم‎ها‎ وجود داشته اما از سال ۲۰۰۶ به صورت گسترده تر، پردامنه، عمیق و شدید بوده است. از طرفی توانست بقیه کشورهای دنیا را با خود همراه کند. شورای امنیت توانست قطعنامه‎ها‎یی را علیه ایران تصویب کند. هزینه‎ها‎ی اقتصادی بر ما تحمیل شد و ما تحت تنگناها و فشارهای اقتصادی قرار گرفتیم. سومین استراتژی، تمرکز بر انزوای دیپلماتیک است. آمریکا سعی کرد با دیپلماسی رسمی، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی خط دو و به هر صورت ما را منزوی و فشارهای دیپلماتیک گسترده‎ای را بر ما تحمیل کند. چهارمین استراتژی که اسم آن را استراتژی موازنه از راه دور می‎نامم، این است که سعی کرد متحدان ما را تضعیف و مخالفان ما را تقویت کند. آمریکا شورای همکاری‎ها‎ی خلیج فارس را به لحاظ کمی و کیفی، فرماندهی مشترک و فروش سلاح به صورت گسترده، تقویت کرد و تنها با یک نیروی دریایی یا هوایی سعی در حفظ این موازنه داشت. البته سیاست آمریکا در قبال ما با فراز و نشیب‎ها‎یی همراه بوده است. همچنین در حوزه تعامل گزینشی نیز در دوره‎ای تعامل بیشتر و در دوره‎ای تعامل کمتر بوده است. برای مثال در دوره آقای بوش تعامل کمتر و در دوره آقای اوباما تعامل بیشتر شد. نوع تعامل نیز به نیازها و شرایطی که بوده بستگی داشته است. نمی‌خواهم بگویم که همه رییس جمهورهای آمریکا سیاست یکسانی دارند. ولی نباید فراموش کرد که سیاست در آمریکا دارای تغییر و ثبات است. قسمت ثبات همان استراتژی مهار و قسمت تغییر نیز استراتژی تعاملی گزینشی است که در هر دو سیاست‎ها‎ شدت و ضعف‎ها‎یی در اعمال آن بوده است. اگر مساله هسته‎ای به صورت موفقیت آمیزحل و فصل شود، منجر به کوتاه شدن دیوار بی اعتمادی می‎شود. دیواری که هم بلند، هم ضخیم و هم از جنس بتن است.حل و فصل پرونده هسته‎ای می‎تواند دیوار را کوتاه کرده تا طرفین همدیگر را ببینند. شاید حتی این بتن تبدیل به میله‎ها‎ی آهنی شود که بهتر همدیگر را مشاهده کنند. امید می‎رود که موضوع فقط محدود به هسته‎ای نشود. گرچه پیش‎بینی بنده بر این است که تا پایان دوران آقای روحانی محدود به مساله هسته‎ای خواهد بود. اما چنانچه به خصوص آمریکا به تعهدات خود عمل کند، نمی توان گفت که ممکن است جنس دیوار بی اعتمادی عوض شود. می‎توان گفت که امکان کوتاه شدن دیوار بی اعتمادی وجود دارد.
آیا این امکان وجود دارد که گفت‎وگوی صورت گرفته حول پرونده هسته‎ای، در نهایت منجر به صرف نظر آمریکا از برخی استراتژی‎ها‎ شده یا حداقل کوتاه بیاید؟
از طرف آمریکا چندان خوش بین نیستیم و نمی توانم بگویم تنها محدود به این موضوع خواهد بود. سعی آمریکا بر این است که در تعامل گزینشی به خصوص درباره مسایل منطقه‎ای و داعش فعال تر شود. اما به هر صورت زیرساخت‎ها‎ی پاداش دهی‎ای در دو کشور به وجود آمده که روابط خصمانه را پاداش می‎دهد. یعنی اگر در آمریکا علیه ایران صحبت شود، هزینه‎ای در بر نخواهد داشت و اگر نماینده‎ای در دفاع از ایران اظهارنظر کند، باید هزینه آن را بپردازد. در ایران نیز اینگونه است. گروه‎ها‎ی ذی نفعی در هر دو پایتخت چه در حوزه منفعت اقتصادی، چه سیاسی و چه ایدئولوژیکی به وجود آمده است. آنها نسبت به برقراری رابطه ایران و آمریکا مقاومت خواهند کرد. آنها همچنین نسبت به دستیابی به توافق نیز مقاومت می‎کنند. آنها می‎خواهند مطمئن شوند که روابط محدود به مساله هسته‎ای است. حتی تلاش می‎کنند این روابط را به هم بزنند. بنابراین کار سختی است و اینکه فکر کنیم این رابطه می‎تواند یک رابطه متعارف و خوبی شود. خوب شدن رابطه را بدیهی می‎دانم اما امیدوارم رابطه متعارفی برقرار شود. به عبارتی وقتی با آمریکا صحبت می‎کنیم، که در یک جا اشتراک منافع، در جای دیگر اختلاف منافع و در بخشی هم تضاد منافع داریم، مساله مدیریت رابطه را مدنظر داشته باشیم. به همین دلیل امیدوارم مدیریت رابطه در سطحی که رابطه متعارف نیاز است، صورت گیرد. پیش‎بینی نمی‌کنم که رابطه خوبی در آینده نزدیک شکل بگیرد. حداکثر آن چیزی که می‎توان امید داشت رابطه متعارف است که در یک سطح مناسب مدیریت شود. به نحوی که آنجا که اشتراک منافع وجود دارد، همکاری، آنجا که اختلاف شکل می‎گیرد مدیریت و هرکجا تضاد منافع است سعی در یافتن راه حل کرده تا از کنترل خارج نشود. بنده امید به برقراری روابط دیپلماتیک رسمی در سطح راه اندازی سفارتخانه ندارم.
تا چه حد امکان وجود دارد که بحران‎ها‎ی منطقه ای، موجب شود که ایران و آمریکا در برخی از مواقع نسبت به مواضع خصمانه‎ای که دارند کوتاه بیایند و هزینه‎ها‎ی داخلی آن را بپردازند؟
اگر مساله هسته‎ای حل و فصل شود، امکان برای نیروهایی که خواهان رابطه بهتری هستند فراهم می‎شود تا نیروهای دیگر در کشور خود را مبنی بر اینکه می‎توان رابطه دیگری داشت، قانع کنند و نشان دهند که طرفین به تعهدات خود عمل کرده اند و اینگونه نیست که طرفین همواره به تعهدات خود عمل نمی کنند. این مساله می‎تواند به برقراری یک رابطه متعارف کمک کند. در آن موقع می‎توان در خصوص منافع مشترک دست به اقداماتی زد که منتهی به اعتمادسازی شود. باز تاکید می‎کنم که پیش‎بینی بر این است که تا پایان دوره آقای روحانی ارتباط با آمریکا به صورت رسمی و دیپلماتیک روی نخواهد داد.
چالش بین کاخ سفید و اسرائیل هزینه‎ای است که اوباما نسبت به اینکه بتواند در حوزه تعاملی با ایران به نقطه مطلوبی برسد، می‎پردازد که در عین حال بتواند به سطح موازنه و منطقی از روابط با ایران دست یابد. آیا این منطبق بر واقعیت است؟
دولت اوباما نسبت به این مساله امیدوار است که بتواند مساله را به سطحی جلوتر از مساله هسته‎ای ایران پیش ببرد. در عین حال اینکه آیا این امکان وجود دارد که کلا مساله ایران را حل و فصل کند یا نه. اگر اوباما بتواند چنین کاری انجام دهد، دستاور بزرگی برای هر رییس جمهور آمریکا محسوب می‎شود. فائق آمدن بر زیرساخت‎ها‎ی پاداش دهی روابط خصمانه کار کمی نیست. در عین حال حل مساله ایران به طور کامل نیز دستاورد بزرگی برای یک رییس جمهور است. اگر در صد سال آینده تاریخ آمریکا درباره ریاست جمهوری اوباما بنویسد، دو پارگراف به آن اختصاص می‎دهد که یکی مساله نظام سلامت و دیگری حل مساله ایران به طور کامل است.
تا چه میزان تلاش اوباما برای حل و فصل مذاکرات هسته‎ای و رسیدن به نقطه تعامل با ایران به انتخابات کنگره مربوط می‎شود و سهمی که جمهوری خواهان از آن به دست آوردند و همچنین احیای دوباره حزب دموکرات مربوط می‎شود؟
معمولا سیاست خارجی نقش پررنگی را در انتخابات آمریکا ایفا نمی‌کند. مگر اینکه آن سیاست خارجی به زندگی روزمره مردم مربوط، قابل لمس و اثرگذار باشد. مثلا اگر قرار است جنگی صورت بگیرد که بر اقتصاد مردم آمریکا اثر می‎گذارد و دولت توانسته از راه دیپلماتیک آن را حل کند، در آینده انتخابات اثرگذار خواهد بود. این تنها یک فاکتور است. فاکتورهای دیگر نیز مطرح است. در حال حاضر اقتصاد آمریکا رو به بهبودی است. این عامل بسیار مهمی است نرخ بیکاری در حال کاهش بوده و به دنبال آن افزایش اشتغال را به همراه خواهد داشت. در مجموع اقتصاد آمریکا در حال طی کردن روند رو به رشد است. اگر تا قبل از انتخابات کنگره دید منفی نست به عملکرد اوباما وجود داشت به نحوی که میزان حمایت آمریکایی‎ها‎ از او ۲۹ درصد بود، اما طی دو- سه ماه به حدود ۵۱ درصد رسیده است. این رشد بسیار زیادی است. هرچند که پیش از این شاخص‎ها‎ی اقتصادی به صورت عینی وجود داشت اما مردم آن را احساس نمی کردند. بنابراین مردم باید تغییر در وضعیت خود را احساس کنند. شاخص‎ها‎ی عینی به تلقی ذهنی ترجمه شود. این اتفاق در حال روی دادن است. اگر این وضعیت ادامه یابد. دموکرات‎ها‎ از وضعیت خوبی در انتخابات سال آینده برخوردار خواهند بود.
در مقابل استراتژی مهار آمریکا، ایران چه ابزارهایی برای کنترل این استراتژی دارد؟ برخی می‎گویند بحران سوریه و داعش ابزار کنترل مهار آمریکا بوده اند.
آمریکا می‎گوید به خاطر تحریم‎ها‎ ایران تن به مذاکرات معقول داده است. سیاست ایران در قبال آمریکا سیاست منفعلانه و عکس العملی بوده است. سعی کرده‌ایم هرکجا ائتلافی علیه ما شکل گرفته ما نیز ائتلافی علیه آمریکا تشکیل دهیم. اگر آمریکا خواسته ایران را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‎الملل معرفی کند، ما نیز سعی کردیم اعلام کنیم تهدیدی علیه صلح و امنیت و یک تهدید وجودی نیستیم. البته بخشی از آن هم طبیعی است و به این مربوط می‎شود که منابع ما با آمریکا قابل مقایسه نیست. در واقع منابع مالی، رسانه ای، نظامی و سخت و نرم آمریکا با ما قابل مقایسه نیست. طبیعی خواهد بود که آمریکا از ظرفیت‎ها‎ی بالاتری در قبال ما برخوردار باشد و ما نیز در قبال سیاست‎ها‎ی مهار آمریکا عکس العمل نشان دهیم.
ایران سعی کرده با طرح دو گفتمان بین‎المللی یکی گفت‎وگوی تمدن‎ها‎ و دیگری جهان عاری از خشونت تا حدودی فضای اجماع جهانی علیه خود را بشکند. تا چه حد طرح این گفتمان می‎تواند به ایران کمک کند؟
در زمان گفت‎وگوی تمدن‎ها‎ آمریکا نتوانست ما را به صورت موفق امنیتی‎سازی‎ کند. درواقع امنیتی‎سازی‎ ایران در دوران احمدی نژاد به وجود آمد. گفتمان جهان عاری از خشونت نیز گرچه بی اثر نیست اما قابل مقایسه هم نیست. دیدگاه غالب چیز دیگری است. مهمتر از مساله جهان عاری از خشونت، برگزاری انتخابات در ایران است. برگزاری و نتیجه انتخابات تا حدودی دیدگاه‎ها‎ی بین‎المللی را تعدیل کرده و بر تلقی محکمی که نسبت به ایران وجود دارد خدشه وارد کرده است. اما همچنان راه زیادی در پیش است. پرونده هسته‎ای می‎تواند در اجماع بین‎المللی علیه ما شکاف ایجاد و نیروهای طرفدار صلح و ضد جنگ را به نفع ما وارد میدان کند. چراکه در این صورت همه مشاهده می‎کنند که ایران به صورت صادقانه به دنبال حل مساله است. در عین حال امیدوارم بتوانیم طی یک دوره هفت- هشت ساله غیر امنیتی‎سازی‎ کنیم.
سیاست خارجی دولت یازدهم تا چه حد توانسته به دنبال تغییر در دیپلماسی عکس العملی در قبال آمریکا باشد؟
تمرکز اصلی سیاست خارجی ما بر حل پرونده هسته‎ای است و به درستی نیز فکر می‎کند که حل پرونده هسته‎ای به تغییر نگاه جهانی نسبت به ما کمک می‎کند. گرچه در این میان برخی از کشورها مانند اسرائیل و عربستان بر این تصوراند که حل پرونده هسته‎ای دست ایران را باز کرده و غیرامنیتی‎سازی‎ شدن ایران موجب خروج از انزوا می‎شود. به همین دلیل نیز نگران هستند. زیرا بر این عقیده اند که ایران می‎تواند ظرفیت‎ها‎ی خود را بهتر به فعلیت برساند و توانمندی‎ها‎ی خود را افزایش دهد. در عین حال دستگاه دیپلماسی سعی کرده چهره دیگری از ایران نشان دهد و به سمت حل و فصل اختلافاتی که با دیگران دارد برود. در عین اینکه اقتدار خود را نیز حفظ کند.

منتشر شده در شماره شش سخن ما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.